تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
نيافتند ، آن مرحوم در آن روز بسيار مغموم بود ، من عصر آن روز خدمتش مشرّف شدم و او را مهموم يافتم ، ناگاه ديدم صورت آن مرحوم برافروخته شد و فرمود : كنيز را پيدا كرده ، همراه مىآورند و الان در فلان ساباط هستند و به من فرمود : آن‌ها را استقبال نما ! چون بيرون آمدم ، كنيز و پيداكنندگان او را در همان ساباط كه سيّد خبر داده بود ، ديدم . پيش از ورود آن‌ها ، خدمت سيّد مشرّف شده ، عرض كردم : جناب ، شما از كجا دانستيد كنيز را پيدا نموده‌اند ؟ آن بزرگوار دست بر ريش مبارك خود گرفته ، فرمود : « اتستكثر على هذه الشّيبه هذه الجزئيّه » ؛ آيا دانستن اين امر جزيى ، بر اين ريش و صاحب آن زياد است ؛ يعنى فهميدن اين‌گونه امور ، مطلبى نيست . كرامت دوازدهم ايضا در كتاب مذكور به سند مسطور روايت نموده : وقتى سيّد مرحوم به كربلا مشرّف مىشد و همراه با او جمعى كثير از علما از بطانه و خواصّ او بودند كه از جمله آن‌ها جناب آقا شيخ تقى ملّا كتاب مرقوم بود كه ميان قافله سيّد و اتباع او بودند ، مردى بود كه به زىّ و لباس اهل عراق نبود و هميشه از قافله كناره مىگرفت . سيّد مرحوم به او اشاره نموده ، نزديك آمد . آن مرحوم احوال بسيارى از مردها و زن‌ها و اطفال ، را از او پرسيد قريب به چهل نفر را احوال‌پرسى كرد و آن مرد همه را به نحو استبشار و فرحناكى جواب مىداد . از سيّد مرحوم سؤال نموديم : اين مرد اهل كدام ديار است ؟ فرمود : اهل يمن است . عرض كرديم : شما كى به يمن تشريف برده‌ايد كه اين جماعت را كه از اهالى آن‌جاست ، مىشناسيد . فرمود : سبحان اللّه ، اگر از وجب‌وجب زمين از من سؤال نمايى ، هر آينه تو را به آن خبر مىدهم .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 293 | صادق برزگر بفرويى / حسين احمدى قمى / الشيخ علي اكبر النهاوندي