جمعه را در نماز مغرب و عشاى خود ترك نمىكند .
چون گوش فرا داديم ، شنيديم سورهاى غير از سورهء جمعه در آن نمازها قرائت نمود . پس دانستيم در غفلت و جهالت بودهايم و آن بزرگوار از اهل سنّت و جماعت است . آنگاه خداوند را حمد نموديم بر اينكه او ، هم مذهب ماست و از سوء ظنّى كه نسبت به او برده بوديم ، استغفار نموديم .
آقاى آقا سيّد رضا مىفرمايد : من خدمت آقاى والد مشرّف شده ، كيفيّت را به عرض او رساندم .
فرمود : سبحان اللّه ؛ اكنون سرّ حالت كه شب گذشته در نماز بر من روى داد ، برايم معلوم شد ، زيرا كه هنگامى از قرائت حمد فارغ شدم ، عزم را جزم نمودم تا سورهء جمعه را قرائت كنم ، پس در قلبم القا شد اين سوره را نخوانم و سورهء ديگرى قرائت كنم ، گمان كردم اين القا از جانب شيطان است ، پس دوباره بر خواندن سورهء جمعه عزم نمودم ، چون خواستم شروع به خواندن نمايم ، باز برايم ترديد حاصل شد به نحوى كه گمان كردم اگر آن سوره را بخوانم ، نمازم صحيح نيست ، چون در خواندن آن بسيار متردّد و متزلزل بودم ، لذا از خواندن سورهء جمعه منصرف شده ، سورهء ديگرى خواندم ، الحال معلوم شد آن ترديد از جانب رحمان بوده نه از وساوس شيطان .
كرامت يازدهم
ايضا در كتاب مذكور از سيّد معتمد ، آقا سيّد محمد هندى ، او از ثقهء ثقهء شيخ باقر بن شيخ هادى - كه به مقدّمات و علم قرائت و بعض از قواعد علم جفر عالم بود و داراى ملكهء اجتهاد مطلق هم بود ، لكن به واسطهء عدم تهيّهء اسباب و مبتلا به كثرت عيال و تحصيل معاش آنها ، استخراج و استنباط احكام را متاركه كرده بود - و او از عالم عادل متّقى ، جناب آقا شيخ تقى ملّا كتاب ، كه از جمله تلامذهء مرحوم سيّد بحر العلوم بود ، نقل نموده : مرحوم بحر العلوم كنيزى داشت كه مباشر خدمات آن مرحوم بود .
روزى آن كنيز مفقود شد و سيّد ، اشخاصى را در طلب و تجسّس او فرستاد ، او را
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 292
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٢٩٢