تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
كرامت هشتم ايضا در كتاب مذكور از سيّد سند و ركن معتمد ، آقا سيّد على سبط بحر العلوم مذكور نقل فرموده و ايشان از عالم ربّانى و مؤيّد آسمانى ، مرحوم آخوند ملّا زين العابدين سلماسى حكايت نموده‌اند كه فرمود : چون مرض بحر العلوم شديد شد و آن مرضى بود كه در آن وفات يافت ، فرمود : من بسيار دوست دارم شيخ حسين نجفى كه كثرت زهد و عبادت و تقواى او ضرب‌المثل است ، بر جنازهء من نماز بخواند . لكن جز عالم ربّانى ، آقا ميرزا مهدى شهرستانى كسى بر جنازهء من نماز نمىخواند ، ميرزاى مذكور صداقتى تامّه با بحر العلوم داشت . من و كسانى كه در خدمت بحر العلوم بوديم ، از شنيدن اين فرمايش تعجّب نموديم ، چون در آن‌وقت ، شهرستانى مذكور در كربلاى معلّا بود . روح بحر العلوم بعد از اين فرمايش به زمانى قليل ، به آشيان قدس پرواز نمود . ما مشغول تجهيز او شديم ، در حالى كه از ميرزاى شهرستانى و ورود ايشان در نجف اشرف اصلا خبرى نبود . مولاى سلماسى مذكور فرمايد : من متحيّر ماندم ، زيرا در مدّت مصاحبت با آن مرحوم ، هرگز كلامى غيرمحقّق و خبرى غيرمطابق از ايشان نشنيده بودم و فكر مىكردم اخبار آن مرحوم چگونه در اين مورد تخلّف نمود . چون او را غسل داده ، كفن نموديم و وارد صحن مقدّسش كرديم كه بر او نماز گزارده ، طوافش داده ، دفن نماييم ، مرحوم ، شيخ جعفر نجفى و شيخ حسين مذكور هم در تشييع جنازه حاضر بودند ؛ ناگاه مردمى كه در صحن مطهّر ايستاده بودند ، كوچه دادند و از درى كه روبه سمت مشرق است ، سيّد شهرستانى مذكور - البسه اللّه من حلل النور - وارد شد و لباس سفر و آثار تعب طريق بر او بود . چون نزديك جنازهء مرحوم بحر العلوم رسيد ، نظر به اسباب تقدّمى كه در وجود ايشان جمع بود . مشايخ و علما او را براى نماز بر سيّد مقدّم داشتند . ميرزاى شهرستانى مذكور بر آن بزرگوار نماز خوانده ، ما هم اقتدا نموده ، نماز