وقتى جنازهء حضرت امير المؤمنين عليه السّلام را در شب حركت دادند كه در تربت پاك نجف دفن شود ؛ عبور به آن بنا افتاد و به جهت تعظيم و احترام ، آن حضرت چون ركوع كنندگان كج شد ، پس آنرا حنّانه ناميدند و گاهى قائم مايل مىگويند و اين يك جهت شرافت آن است .
[ اسطن حنانه ]
نظيره اين ناچيز گويد : نظير مسجد حنّانه اسطن حنّانه است كه در مسجد پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله بوده ، كيفيّت آن اجمالا اين است كه چون حضرت رسول به مدينه تشريف آوردند ، قطعه زمينى براى دو طفل يتيم بود كه مردم آنجا شتر مىخواباندند .
حضرت آن زمين را خريد و مسجدى بنا نمود ، آن جناب و اصحابش كار مىكردند ، تا مسجد به انجام رسيد ، سقف آنرا به جذوع نخل پوشيدند و از جذوع نخل ده ستون براى او قرار دادند . روزها وقتى حضرت از نماز فارغ مىشد به ستونى كه در جنب محراب بود ، تكيه مىداد ؛ پشت به قبله و رو به مردم مىنشست ، با اصحاب تكلّم مىفرمود و موعظه مىنمود .
چون جمعيّت خلق بيشتر شد ، شكايت كردند ما صورت مبارك پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله را نمىبينيم .
آن جناب بعد از نماز بر مىخواست و ايستاده موعظه مىفرمود ، بر آن ستون تكيه مىكرد و خطبه مىخواند ، گاه طول مىكشيد و آن بزرگوار خسته مىشد ، هوا هم گرم بود و آن حضرت به زحمت مىافتاد .
عبّاس عموى پيغمبر غلامى داشت كه نام او صباح بود ، اذن گرفت ، و منبرى براى پيغمبر ساخت ، به روايتى اسم او ميمون بود و به روايت ديگرى كه شارح صنمى قريش نقل نموده ، نامش باقوم بود - بالباء الوحده و القاف المضمومه و الواو الساكنه و الميم - و گفته : آن نام مردى است كه در جاهليّت ، كعبه را براى قريش بنا نمود ، او هم بنّا بود و