آن ستون ، آخرت را اختيار كرد .
در معارج النبوّه است كه گويد : در آن حين كه حضرت رسالت صلّى اللّه عليه و إله آن ستون را در برگرفته بود ، مىفرمود : بلى انجام دادم بلى انجام دادم .
از آن سرور پرسيدند ، آن حضرت فرمود : اين ستون اختيار كرد كه آنرا در بهشت غرس نمايم ، آن ستون گفت : مرا در بهشت بنشان تا اوليا از ميوهء من تناول نمايند و هرگز نپوسم ، من هم مىگفتم : « نعم فعلت قد فعلت » .
آنگاه حضرت به منبر رفت ، روبه مردم آورد ، گفت : آنرا ميان دنيا و آخرت مخيّر ساختم ، او آخرت را اختيار كرد ، اگر تسكينش نمىدادم تا قيامت از مفارقت من مىناليد .
موعظتان
اوّل : انسان نبايد با مقام شرافت و كرامتش كه
وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنِي آدَمَ
« 1 » در شأن او است ، از نبات پست همّتتر و دون مايهتر باشد ؛ آن ستون با مقام نباتيّتاش هنگام مخيّر كردنش بين دنيا و آخرت ، آخرت را اختيار نمود و به دنياى دنيّهء زايلهء داثره ، اعتنايى نكرد ، پس انسان هم با مقام انسانيّتش به طريق اولى بايد از دنيا ، اعراض و از لذايذ و مشتهيّاتاش اغماض كند و روى خود را به دار جنان و بهشت جاويدان منعطف نمايد .
دوم : هنگامى كه چوب پارهاى از شوق و فراق رسول خدا ناله كند ، سزاوارتر است تا انسان كه خود را جزء امّت آن بزرگوار مىداند مشتاق لقاى آن بزرگوار باشد ؛ روايتى است كه آن ستون را دفن كردند ؛ چنانكه روايتى است كه ابىّ بن كعب آنرا به خانهء خود برد و نزد او بود تا موريانه آنرا خورد .
هامش
( 1 ) . سوره اسراء ، آيه 70 .