تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
هم نجّار ، و او منبرى براى پيغمبر ساخت . امّا بنابه روايتى كه علّامه مجلسى رحمه اللّه ذكر فرموده ، آن است كه وقتى كه عمرو بن عبدود كشته شد و دين از تيغ امير المؤمنين عليه السّلام رواج گرفت . زنى عرض كرد : پسر من نجّار است ، اذن بدهيد براى شما منبرى بسازد كه روزها هنگام خواندن خطبه ، بالاى منبر برويد تا به مشقّت و زحمت نيفتيد و مردم از مشاهدهء روى مبارك شما بهره‌مند شوند . چون اذن گرفت ، به پسرش يمينا گفت : اى پسر ! منبرى براى پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله بساز كه اين شرافت تا روز قيامت در خانوادهء ما باقى باشد . آن پسر از حضرت پرسيد ؛ چند پلّه و چند درجه باشد ؟ حضرت فرمود : او را سه پله قرار بده . سپس منبرى سه پله ساخت و خدمت آن سرور آورد . حضرت او را تحسين فرمود . عرض او يك ذرع ، ارتفاع آن از زمين دو ذرع و ارتفاع هر درجه و پله دو وجب بود . چون پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله از نماز فارغ شد ، برخاسته بالاى منبر رفت ، ستونى كه جناب رسول صلّى اللّه عليه و إله روزهاى قبل ، بر آن تكيه مىداد ؛ مثل مادّه شيرى كه بچّه‌اش را گم كرده باشد ، به ناله درآمد .
اسطن « 1 » حنّانه از هجر رسول * ناله مىزد هم‌چو ارباب عقول
طورىكه اهل مسجد از نالهء او متأثّر شدند . حضرت آمد و او را در بغل گرفت مانند كسى كه او را تسلّى مىدهند ، بر او دست مىكشيد و سبب ناله‌اش را مىپرسيد . عرض كرد : روزها به من تكيه مىدادى ، من از فراق شما ناله مىكنم . حضرت فرمود : اگر بخواهى دعا مىكنم سبز و خرّم گردى و ميوه به بار آورى و اگر بخواهى دعا مىكنم تا از درختان بهشت باشى كه تا صالحان و اوليا از ميوهء تو تناول كنند .
هامش
( 1 ) . ستون .