است آن مكان هم شهرى نيكو گردد . سپس حكم نمود در آنجا شهرى بنا كردند و از آن پيرمرد سؤال كرد ، نامت چيست ؟
گفت : اردبيل .
پس اسم آن مرد را بالاى آن شهر گذاشته ، او را به اردبيل مسمّا نمود .
[ احوال مير علّام و مسجد حنانه ]
امر دوّم : سيّد سند و ركن معتمد عالم قمقام و فاضل مسمّا به مير علّام كه ناقل حكايت مذكور است ، از تلامذه و افاضل حوزهء مرحوم مقدّس بوده است ؛ چنانكه فاضل نحرير ميرزا عبد اللّه اصفهانى در رياض العلما ذكر نموده : سيّد امير علّام عالم فاضل جليل معروفى است و مثل اسم خود علّامه و از افاضل تلامذهء مولا احمد اردبيلى بود و در اصناف علوم فوايد و افادات و تعليقاتى بر كتب دارد ، از مولاى مزبور هنگام وفاتش سؤال كردند بعد از وفات او به كداميك از تلامذهء او رجوع كنند و اخذ علوم نمايند ؛ فرمود : در شرعيّات به مير علّام و در عقليّات به آمير فيض اللّه .
شيخ ابو على رجالىّ مازندرانى حايرى ، تلميذ استاد اكبر علّامه بهبهانى از استاد خود در حاشيهء رجالش نقل نموده : آقا مير علّام مذكور ، جدّ سيّد سند ، سيّد ميرزا است كه از اجلّاى قاطنين نجف اشرف بود و از علمايى است كه سال هزار و صد و هشتاد و شش در طاعون عام حادث در بغداد و نواحى آن وفات كرد .
امر سوّم : مسجد حنّانه كه امير علّام ، ناقل حكايت را نزد آن سرفه گرفت ، از جمله مساجد معروف است كه نزديك حصار نجف اشرف واقع است .
ملاذ المحدّثين شيخنا العلّامه النورى - زاد اللّه فى انوار تربته - در كتاب تحيّة الزاير فرموده : بدان نزديك ارض مقدّس نجف اشرف از طرف شرق ، تقريبا به فاصلهء سه هزار ذراع ، مكانى است كه از قديم در آن بنايى بود ؛ گويا شبيه به ميل كه به آن قائم مىگفتند و علم هم مىناميدند ، وجه ناميده شدن آن بنا به اين اسم معلوم نشده ، محتمل است نشانهء فرسخ بوده ، چون از آنجا تا شهر كوفه همين مقدار مسافت دارد ،