تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
در اين باب با او عهد و ميثاق نمودم . مطمئن كه شد ، فرمود : بعضى از مسايل بر من مشكل شد ، در آن‌ها درمانده و در فكر بودم . ناگاه بر دلم افتاد كه خدمت امير المؤمنين عليه السّلام مىروم و آن‌ها را از او مىپرسم ؛ وقتى به روضهء مقدّسه رسيدم ، در به روى من گشوده شد ؛ چنان‌كه مشاهده نمودى . داخل شدم و به درگاه الهى تضرّع نمودم ، براى اين‌كه آن حضرت جواب مسايل مرا بفرمايد . در آن حال از قبر مطهّر صدايى شنيدم كه به مسجد كوفه برو و آن‌ها را از قائم - عجّل اللّه فرجه - بپرس ، زيرا او امام زمان تو است . پس نزد محراب آمدم ، آن‌ها را از حضرت حجّة - عجّل اللّه فرجه - سؤال نموده ، جواب شنيدم و الحال بر مىگردم . اين ناچيز گويد : در اين مقام اشاره به سه امر لازم است .

[ احوال مقدّس اردبيلى ]

امر اوّل : مقدّس اردبيلى كه صاحب اين حكايت است ، حالش ميان علما ، بلكه عوام طايفهء اماميّه در علم ، فضل ، تصنيف ، تأليف ، زهد ، ورع ، مقامات و كرامات عاليه اظهر من الشّمس و ابين من الأمس است . و ما تزئينا للكتاب ، تلذيذا لأولى الألباب و اداء لبعض حقوق ذلك الجناب به ذكر كرامتى از آن بزرگوار اكتفا مىنمايم كه بعض از سلالهء اطياب آن‌را ذكر نموده است . سيّد جليل جزايرى در انوار النعمانيه « 1 » نقل فرموده : از جمله زهد و ورع مقدّس مذكور ، اين بود كه در سال گرانى ، طعامى كه در خانه داشت با فقرا قسمت مىكرد و زياده بر قسمت يكى از ايشان ، براى عيال خود نمىگذاشت . اتّفاقا در يكى از سال‌هاى گرانى همين كار را كرد . پس زوجه‌اش در اين خصوص با او معاوضه كرد و گفت : در چنين سالى اولاد خود
هامش
( 1 ) . الانوار النعمانيه ، ج 2 ، ص 302 .