تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩

تقوى

از جمله تقواى آن مرحوم اين بود كه الاغى داشت و هنگام تشرّفش به كربلا و كاظمين و عسكريّين نصف راه را بر او سوار مىشد و نصف ديگر را پياده مىرفت و هيچ‌وقت آن‌را نمىزد كه در راه رفتن سرعت كند ، از چريدن منع نمىنمود و بين راه هر وقت آن حيوان اراده علف خوردن داشت ، آن‌را ممانعت نمىنمود . تا آن‌كه شاه عبّاس مسجد عظيم اصفهان را بنا نموده ، به اتمام رساند و به تصويب علماى اصفهان ، مقدّس مذكور براى امامت آن انتخاب شد . سپس سلطان ، شيخ بهاء الدين عاملى را با جمعى از اعيان و اشراف به نجف اشرف فرستاد كه مقدّس را راضى نموده به اصفهان بياوردند . چون شيخ با آن جماعت وارد نجف اشرف شدند و مطلب را به مقدّس عرضه داشتند ، استنكاف نموده ، قبول نفرمود ، بعد از مذاكرات بسيار راضى شده ، با آن‌ها به سمت اصفهان بيرون آمد ، قدرى كه از نجف دور شدند ، الاغ آن مرحوم در رفتن كندى كرد . شيخ بهايى فرمود : الاغت را بران تا تندتر برود . مقدّس فرمود : الاغ را نبايد زد كه تند برود ، بلكه بايد او را به حال خود گذاشت تا هر قسم كه بخواهد برود . قدرى ديگر كه راه رفتند ، از الاغ پياده شد . از سبب پياده شدنش پرسيدند . فرمود : بايد مراعات اين حيوان را كرد ، تا قدرى علف بخورد و مشغول چرانيدن الاغ شد . در اين اثنا شيخ بهايى با تازيانه‌اى كه در دست داشت ، آن الاغ را زد كه تند برود . مقدّس از اين عمل شيخ مكدّر شده ، او را عتاب نموده ، فرمود : شما از علماى عجم و مرجع ديانت مردم آن‌جا هستيد . وقتى در حضور من كه صاحب الاغم ، الاغ مرا بزنى