شرفياب شدند ، آن جناب به آنها فرمود : در فقه اهلبيت ، كتابى مثل نهايهء شيخ طوسى تصنيف نشده ، اعتماد بر او و اقتدا و رجوع به او سزاوار است ، زيرا مصنّفش نيّت خود را در اين تصنيف خالصا لوجه اللّه قرار داده ، پس در صحّت آن شك ننماييد ؛ چه از احكام و رواياتى كه در آن ذكر شده و عمل خود را طبق آن كتاب قرار بدهيد و به مضمون مسايل مندرج در آن كتاب فتوا بدهيد ، چون آن كتاب ، فقيه را از حيث خوبى ترتيب و جودت تهذيب از ساير كتب بىنياز مىكند و بر مسايل صحيح مشتمل است .
پس آن بزرگوار از مؤلّف و مؤلّف بما لا مزيد عليه تعريف نمود .
چون از خواب بيدار شدند ، به همديگر گفتند دربارهء صحّت كتاب نهايه خوابى ديدهايم . پس رأى آنها بر اين قرار گرفت كه هريك خواب خود را على حدّه بنويسند و با آنچه ديگران در خواب ديدهاند ، موازنه كنند . بعد از نوشتن و موازنه نمودن ، معلوم شد همه به يك قسم خواب ديدهاند ، اظهار سرور نموده ، به زيارت شيخ مرحوم رفتند .
چون بر آن بزرگوار وارد شدند ، ابتدا فرمود : آيا آنچه من دربارهء كتاب نهايه مىگفتم ، براى شما كفايت نكرد تا آنكه تعريف آن كتاب را از لفظ امير المؤمنين عليه السّلام در عالم واقعه شنيديد ؟ سپس خواب آنها را بلا زياده و نقصيه بيان فرمود . اين مطلب باعث شد علماى شيعه در اعصار متمادى ، به فتاوى شيخ در كتاب مذكور عمل نمايند ، حتّى بعض از علما ذكر فرموده : تا هشتاد سال بعد از شيخ مرحوم ، مجتهدى ميان طايفهء شيعه نبود كه از قبل نفس خود در احكام فتوا دهد و فتاوى كتاب نهايه را ملاحظه نكند ، بلكه در اين مدّت ، محض اعتنا و اعتماد بر فتاوى مندرج در آن ، عمل آنها بر طبق نهايهء شيخ بود .
تذييل سوّم : چون اسم شريف سيّد سند ، آقا سيّد على صاحب رياض در سند اين حكايت مذكور شد ، خواستم اداء لبعض حقوقه ، كتاب خود را به ذكر يكى از كرامات آن مرحوم زينت دهم و آن اين است كه سيّد معاصر مذكور در كتاب روضات مزبور در ترجمهء آن مرحوم ذكر فرموده : در قتلعام طايفهء وهّابيه در كربلاى معلّا كه سال
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 264
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٢٦٤