تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
گفتند : در اين مسأله ميان ائمّهء اربعه خلافى نيست . وزير او گفت : در حلّه عالمى از مسلمانان است ، او اين طلاق را باطل مىداند . سلطان خدابنده ، مكتوبى به علّامه نوشت و او را در سلطانيّهء قزوين حاضر نمود . علماى مذاهب اربعه گفتند : مذهب او باطل است و رافضيان عقل درستى ندارند ، در شأن سلطان نيست دنبال شخصى بفرستد كه خفيف العقل است . سلطان گفت : تا حاضر نشود ، حالش معلوم نگردد . چون آيت اللّه مرحوم علّامه ، وارد سلطانيّه شد ، سلطان تمام علماى عامّه را جمع كرد ، تمام ائمّهء مذاهب اربعه پيش از ورود علّامه در مجلس سلطان وارد شده ، هريك برحسب مرتبه و شأن بر جاى خود قرار گرفتند . علّامه داخل شده ، كفش‌هاى خود را در دست گرفته ، گفت : السّلام عليكم ، رفت تا نزد سلطان و در حريم او نشست . علماى عامّه به سلطان گفتند : عرض نكرديم رافضيان ضعفاء العقول‌اند . سلطان فرمود : از او علّت كارهايى را كه نمود سؤال نماييد . علماى عامّه گفتند : چرا وقت ورود به مجلس ، سلطان را سجده نكردى و ادب را ترك نمودى ؟ علّامه فرمودند : مگر رسول خدا سلطان نبود ؟ چرا مردم آن بزرگوار را سجده نمىنمودند . ميان طوايف مسلمانان خلافى نيست كه سجده براى غير خدا جايز نيست ، مع ذلك بارى تعالى در قرآن مجيد فرموده :
فَإِذا دَخَلْتُمْ بُيُوتاً فَسَلِّمُوا عَلى أَنْفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ مُبارَكَةً
« 1 » . به او عرض كردند : چرا در حريم سلطان نشستى ؟ گفت : چون در مجلس جاى خالى نبود كه من بنشينم ، مگر آن‌جا ، لذا در حريم سلطان نشستم . گفتند : چرا كفش خود را همراه برده ، در جلو و پيش‌روى سلطان گذاشتى ؟
هامش
( 1 ) . سوره نور ، آيه 61 .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 258 | صادق برزگر بفرويى / حسين احمدى قمى / الشيخ علي اكبر النهاوندي