تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
خليفه گفت : از چه‌كسى مىترسى ؟ گفت : از كسى كه اين معامله را با من نمود ، زيرا به من فرمود : از ابى جعفر چيزى قبول نكن ! آن‌گاه خليفه گريست و مكدّر شد . پس از او چيزى قبول ننموده ، بيرون آمد . صاحب كشف الغمّه بعد از ذكر اين حكايت گفته : از اتّفاقات حسنه ، آن‌كه روزى من اين حكايت را براى جمعى نقل مىكردم ، چون تمام شد ، دانستم يكى از آن جمع ، شمس الدين محمد پسر اسماعيل مذكور است و من نمىشناختم . از اين اتّفاق تعجّب نموده ، گفتم : تو ران پدر را در وقت زخم ديده بودى ؟ گفت : آن‌وقت كوچك بودم ، ولى در حال صحّت ديده بودم ، مو از آن‌جا برآمد بود و اثرى از آن زخم نبود و پدرم هر سال يك‌بار به بغداد مىآمد ، به سامرّه مىرفت ، مدّت‌ها در آن‌جا به‌سر مىبرد ، مىگريست و تأسّف مىخورد ، به آرزوى آن‌كه مرتبهء ديگر ، شايد حضرت را ببيند ، در آن‌جا مىگشت ، هرچه سعى كرد ، آن دولت نصيبش نشد ، چهل‌بار ديگر به زيارت سامرّه شتافت و شرف آن زيارت را دريافت ، ولى در حسرت ديدن صاحب الامر - عجّل اللّه فرجه - از دنيا رفت . اين ناچيز گويد : اشارهء به سه امر در اين مقام لازم است . امر اوّل : چنان‌كه اين حكايت از حيث اين‌كه اسماعيل مذكور امام عصر را مىبيند و آن بزرگوار را هنگام تشرّف نمىشناسد ؛ مناسب اين باب است . هم‌چنين از حيثى كه سيّد جليل على بن طاوس به شرف پيغام امام و توسّط اسماعيل مشرّف مىشود ، مناسب عبقريّهء دهم است ؛ كما اين‌كه از حيث متوسّل شدن اسماعيل در سرداب مقدّس به حضرت حجّت و اثر ديدن او بعد از توسّل ، مناسب عبقريّهء يازدهم است ، فتنبه . امر دوّم : شمس الدين محمد ، پسر اسماعيل مذكور يكى از علماى عاملين و كبراى كاملين بوده است ؛ چنان‌كه مرحوم شيخ حرّ عاملى در كتاب امل الآمل مىفرمايد : شيخ محمد بن اسماعيل بن حسن بن ابى الحسين بن على الهرقلى فاضل عالم ، از تلامذهء
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 245 | صادق برزگر بفرويى / حسين احمدى قمى / الشيخ علي اكبر النهاوندي