علّامه حلى بود و من كتاب مختلف علّامه را به خطّ او ديدم و از آن كتاب ظاهر مىشود كه آنرا در زمان خود مرحوم علّامه ، نوشته است و اينكه آن كتاب را نزد علّامه يا پسرش ؛ يعنى فخر المحقّقين خوانده است ، انتهى .
شيخنا العلامة النورى - زاد اللّه في انوار تربته - در كتاب نجم الثاقب « 1 » فرموده :
حقير بر دو نسخه از شرايع واقف شدم كه هردو به خطّ شيخ محمد مذكور بود ، يكى در يك مجلّد و نزد محقّق اوّل و ثانى خوانده شده و اجازه به خطّ هردو بزرگوار در آن موجود و حال در بلد كاظمين نزد جناب عالم جليل و سيّد نبيل ، سيّد محمد آل سيّد حيدر - دام تأييده - است و صورت آخر مجلّد اوّل ، آنچنين است : « فرغ من كتابته العبد الفقير الى رحمة اللّه تعالى محمد بن اسماعيل بن حسن بن ابى الحسن بن على الهرقلى غفر اللّه لى و لوالدىّ و للمؤمنين و المؤمنات آخر نهار الخميس الخامس عشر شهر رمضان سنة سبع سنين و ستّمائه حامدا مصليّا مستغفرا و الحمد للّه ربّ العالمين و حسبنا اللّه و نعم الوكيل » .
صورت خطّ محقّق در محازى آن اين است : « انهاه ايدّه اللّه قرائة و بحثا و تحقيقا في مجالس آخرها الأربعاء ثامن عشر ذي الحجّة من سنة احدى و سبعين و ستمّائه به حضرت مولينا و سيّدنا امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب عليه السّلام ؛ كتبه جعفر بن سعيد » .
اجازهء محقّق ثانى در ظهر مجلّد اوّل براى شيخ شرف الدين قاسم بن الحاجى الشهير به ابن غدافه در سال نهصد و سى و سه و در آخر مجلّد اوّل و ثانى نيز ، خطّ ايشان موجود است و نسخهء ديگر از مواهب الهى در دو جلد نزد حقير است و در نزد محقّق ثانى ، ابن فهد ، شيخ يحيى مفتى كركى و غير ايشان خوانده شده و خطوط تمامى در آن موجود و اكثر حواشى آن به خطّ ابن فهد است ، انتهى .
امر سوّم : آنكه براى اين معجزه كه نسبت به اسماعيل بن حسن هرقلى واقع شده ، دو نظير است :
نظير اوّل : اينكه حضرت بقيّة اللّه - عجّل اللّه فرجه - في الارضين ، پاى ميرزا
هامش
( 1 ) . نجم الثاقب در احوال امام غايب ، ج 2 ، ص 490 .