تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
به اين حال بودم تا شب شد . خوابيدم ، در عالم واقعه ديدم حضرت على بن موسى الرضا عليه السّلام روبه‌روى من تشريف مىآورد ، در حالى كه نور از صورت مباركشان لمعه‌لمعه به آسمان بالا مىرود . پس فرياد نمود و فرمود : احمد على به سوى من بيا ! عرض كردم : اى مولاى من ! مىدانى من مريضم و قادر برآمدن نيستم . آن بزرگوار به اين عرض من اعتنايى ننموده ، دوباره فرمود : به سوى من بيا ! من امر آن حضرت را امتثال نموده ، خود را به حضور مباركش رساندم . آن بزرگوار به دست مبارك ، زانوى مرا كه قرحه داشت ، مسح كرد . عرض كردم : يا مولاى ! بسيار شايق زيارت قبرت مىباشم . حضرت فرمودند : ان شاء اللّه . از خواب بيدار شدم ، چون زانوى خود را ملاحظه نمودم ، اثرى از آن زخم و قرحه نديدم و جرأت نداشتم اين امر را براى كسى كه به عالم حال من بود ، اظهار نمايم ، زيرا آن‌ها اين امر را قبول نمىكردند ، تا آن‌كه شفاى من منتشر شد و به سلطان هند رسيد . او مرا احضار نمود و بعد از مطّلع شدن از كيفيّت خواب من ، مرا اعزاز و اكرام كرده ، برايم وظيفه و مقرّرى تعيين نمود كه هر ساله به من مىرسد . راوى گويد : آن مقرّرى در اوقات مجاورتش در كربلاى معلّا هم به او مىرسيد .

[ مردى صالح از اماميه ] 3 ياقوتة

در اين باب است كه مردى صالح ، آن حضرت را در غيبت كبرا مىبيند و حين تشرّف آن بزرگوار را مىشناسد . علّامه نورى معاصر ، در نجم ثاقب از كفاية المهتدى « 1 » سيّد محمد حسينى و او از
هامش
( 1 ) . كفاية المهتدى [ گزيده ] ، حديث سى و هشتم ، ص 185 .