تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
« امّا الحوادث الواقعة فارجعوا فيها إلى رواه احاديثنا فانّهم حجّتى عليكم » ؛ يعنى در امر خود به علماى اخيار و ناقلين اخبار ما رجوع نماييد ، زيرا آن‌ها حجّت من بر شما مىباشند ، پس بايد امور شرعى را از خدا و رسول و ائمّه صلّى اللّه عليه و إله و راويان اخبار ايشان كه علماى ربّانى باشند ، اخذ نمود و الّا بدعت و ضلالت باشد و تابع گويندهء آن ، هلاك شود . پس گرد عملى كه اصلش با كيفيّت و يا عدد آن ، از غير ايشان اخذ شده باشد مرو كه بدعت و حرام است و براى حرام در امر و كارى ، تأثير نيست . آيا ندانسته‌اى خليفهء دوّم ، در نماز دست بالاى دست گذاشتن را ، چون به خضوع و خشوع مناسب ديده ، مستحب كرده و آمّين گفتن بعد از حمد را ، چون دعاست ، در نماز مندوب شمرده و امامان تو آن نماز را باطل دانسته‌اند . پس گيرم فلان ذكر مستحب باشد ، امّا گفتن آن به آن عدد يا به آن كيفيّت و يا در وقتى كه پير مرشد گفته : چون از خدا و رسول و امام نرسيده ، بدعت و حرام باشد . هكذا خدا گوشت ، ساير اجزاى حيوانات ، لذايذ ، پوشيدن لباس‌هاى فاخر ، زن گرفتن ، جماع كردن ، معاشرت با خلق ، سر تراشيدن ، نوره كشيدن ، شارب زدن ، استعمال عطريّات ، ريش گذاشتن و غير اين‌ها را بر تو حلال كرده ، لذا ترك اين‌ها را دين و آيين خود قرار دادن و اسباب تقرّب به خدا دانستن ، بدعت و حرام باشد و فاعل آن ، مبتدع و از اهل ضلالت است و تابع او در هلاكت باشد و كسانى كه دعاهاى موضوع كه در اخبار وارد نشده براى عوام و نسوان ، بلكه خواص مىنويسند و آن‌ها را بااثر مىدانند و به ازاى آن‌ها نيازها از مردم مىگيرند ، داخل در اين طايفه باشند ، غافل از آن‌كه اين بدعت حرام و اخذ اجرت و نياز به ازاى آن‌هم حرام است . پس اى عزيز ! كارى كن كه اعتقادت رسول عليه السّلام و امام ، طاعت ، عبادت و ذكر و دعايت « 1 » ، موافق گفتهء خدا و پيغمبر و امامت واقع گردد ، تابع كسى شو كه خدا و رسول و امام گفته و مريد كسى باش كه ايشان او را ستوده‌اند . اين كرامت‌هاى بىاصل را باور مكن و اين مردمان شيطان‌صفت را كه هنوز مسايل ضرورى نماز و روزهء خود را
هامش
( 1 ) . خواهش ، دعا .