تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
مىتوانستند بر اين شير غلبه كنند . ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغة « 1 » نقل كرده : جماعتى از متصوّفه در خراسان نزد حضرت رضا عليه السّلام آمدند و به آن حضرت گفتند : امير المؤمنين ، يعنى مأمون - عليه اللّعنه - در امر خلافت كه در دست او بود ، فكر نمود و شما اهل‌بيت را به آن شايسته‌تر از ديگران ديد و از ميان اهل‌بيت تو را برگزيد ، امامت شايستهء كسى است كه طعام غير لذيذ خورد ، جامهء زبر پوشد ، سوار بر الاغ شود و به عيادت بيماران رود . آن حضرت فرمود : يوسف عليه السّلام پيغمبر بود ، قباهاى ديباى مطرّز به طلا مىپوشيد ، بر تكيه‌گاه آل فرعون تكيه مىكرد و ميان مردم حكم مىنمود . چيزى كه از امام مطلوب است ، قسط و عدالت است كه چون سخن گويد ، راست گويد ، چون حكم كند ، عدالت كند و چون وعده كند ، وفا نمايد . خدا اين لباس‌هاى نفيس و خوراك‌هاى لذيذ را حرام نفرموده است ، سپس اين آيه را تلاوت فرمود :
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ
« 2 » . از ديگر اكابر ايشان حسين بن منصور حلّاج بود كه حالات او در عداد سفراى كاذبين ذكر شده است . دانسته شد حسين بن روح كه از جمله سفراى كبير بود ، او را لعن نمود . صاحب خرايج گفته : توقيعى رفيع بر لعن او بيرون آمد . مجلسى رحمه اللّه از شيخ طبرسى در كتاب احتجاج ، روايت كرده : فرمان صاحب الامر - عجّل اللّه فرجه - بر دست جناب حسين بن روح به لعن جماعتى ظاهر شد كه يكى از ايشان حسين بن منصور حلّاج بوده است . اى عزيز به ديدهء انصاف نظر نما و به فكر صحيح تأمّل كن و ببين كه گروهى پيوسته معارض امامان تو بوده‌اند و به دام تزوير ، بندگان خدا را از جادّهء هدايت ربوده و به وادى ضلالت انداخته‌اند و اخبار بسيارى در مذمّت ايشان وارد شده و لعن كرده‌اند . با آن‌كه اطّلاع ايشان به احوال آن‌ها بيشتر از من و تو و فهم و بصيرت ايشان
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 11 ، ص 35 - 34 . ( 2 ) . سوره اعراف ، آيه 32 .