در معرفت احكام الهى و عقايد زيادتر بوده ؛ با اينحال اگر بر طريقهء ايشان سالك شوى و با اهلبيت عصمت و طهارت مخالفت نمايى ، خوددانى ، زيرا گناه تو را بر ديگرى نخواهند نوشت ؛
وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى *
« 1 » .
بسا باشد كه گول آن خورى كه بعضى از قاصرين شيعه در مقام موعظه و نصيحت ، نام اينها را به خوبى برده يا براى ايشان ، كرامات و مقاماتى ذكر نمودهاند و يا آنكه بعض از ايشان را مثل ابراهيم ادهم يا غير او را در عداد شيعه ذكر نموده كه اين غلط باشد و شايد منشأ اين شبه آن باشد كه اين جماعت نزد اهل سنّت ممدوح بودهاند ، ايشان را در كتب خود نجبا ذكر نمودهاند و اكثر بلاد شيعه در اعصار سابق ، سنّى بودهاند و بعد از اختيار مذهب شيعه ، كما كان ذكر خير اين جماعت در كتاب و زبان ايشان باقى مانده است .
به هرحال پيروان و تابعين اين طايفه ، الى الان ميان سنّى و شيعه بوده و هستند و به دامهاى شيطانى ، صيّادى و شيّادى مىنمايند .
گاه عبادات مخترعه تعليم مىكنند ، گاه ذكر جلى و خفى مىدهند ، گاه مردم را به رياضت غير شرعى و ترك حيوانيّات و ساير لذايذ دعوت مىنمايند و طريقهء سير و سلوك به ايشان تلقين مىكنند ، مردم جاهل عوام هم از ايشان قبول مىنمايند ، حتّى بسيارى هم كه در لباس اهل علماند ، فريب ايشان مىخورند ، غافل از اينكه اعمال ، طاعات ، اذكار و اوراد را بايد از خدا و رسول صلّى اللّه عليه و إله يا از كسانى كه از جانب رسول نايباند - كه ائمّهء طاهرين ، باشند - تلقى نمود ، زيرا رسول صلّى اللّه عليه و إله در حق ايشان فرمود :
« مثل اهلبيتى ، كمثل سفينة نوح من تمسّك بهم نجى و من تخلّف عنهم هلك » ؛ مثل اهلبيت من ، مثل كشتى نوح باشد ؛ هركس به ايشان چنگ زد ، نجات يافت و هركس از ايشان تخلّف ورزيد ، هلاك شد .
حضرت صاحب الامر - صلوات اللّه و سلامه عليه - در توقيع رفيع خود كه براى دستور العمل شيعيان در زمان غيبت است ، نوشت :
هامش
( 1 ) . سوره انعام ، آيه 164 ؛ سوره اسراء ، آيه 15 .