گفت :
أَنَّى يُحْيِي هذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِها
« 1 » ؛ خدا از كجا اينها را بعد از مردن زنده كند ؛ و او تا صد سال در مرگ به سر مىبرد و الاغش را پوساند ، سپس او را زنده كرد و فرمود :
درنگ تو در خواب يا مردن چقدر شد ؟ گفت : يك يا چند روز . فرمود : بلكه صد سال باشد ؛ پس به الاغ خود نظر كن ، ببين چگونه استخوانهاى پوسيدهء آنرا درست مىكنيم و گوشت مىپوشانيم .
همچنين در جواب كفّار قريش كه گفتند :
مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ
« 2 » ؛ چه كسى استخوانهاى پوسيده را زنده كند ؟ فرمود :
قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ
« 3 » ؛ در جواب آنها بگو استخوانها را كسى زنده كند كه روز اوّل آنها را درست كرده .
بالجمله در جواب هيچيك از اينها نفرمود كه حشر با جسد هور قليايى باشد ، نپوسد و عيب نكند ، همچنين اين طايفه جميع كارهاى خدا را ، از خلق كردن و رزق دادن و غير آن به مباشرت امام مىدانند و امام را علّت فاعلى خلق ، بلكه علّت مادّى و صورى و غايى مىدانند ؛ چنانكه در كفاية الراشدين كلمات ايشان نقل شده است و از عبارات گذشته در اين كتاب هم دانسته شد كه جميع امور را راجع به امام مىدانند ، شيخ احسايى در شرح الزياره و سيّد رشتى در حجّة البالغه به اين تصريح دارند . بلكه معلوم شد كه اين كلام را در حقّ ركن رابع هم مىگويند ، زيرا بايد نايب عام كه ركن باشد از سنخ منسوب عنه ، بلكه خداى زيردستان در همهء صفات خدايى او باشد .
[ بابيه ]
امّا طايفهء دوّم كه بابيّهاند ؛ بر عامّهء خلق آشكار شده كه سيّد على محمد شيرازى معروف به باب كه طايفهء بابيّه منسوب به او مىباشند و از تلامذهء سيّد رشتى بود .
بعد از وفات ايشان ، اين مقام را ادّعا كرد و در تاريخ هزار و دويست و شصت و يك
هامش
( 1 ) . سوره بقره ، آيه 259 .
( 2 ) . سوره يس ، آيه 78 .
( 3 ) . سوره يس ، آيه 79 .