و لا كلّما حان وقته حضر اهله
اگر پيش از اين زمان بود ، اين كلام را نمىگفتم و به آن تكلّم نمىكردم و اظهار مقصود نمىكردم و لكن ،
لِكُلِّ أَجَلٍ كِتابٌ
« 1 » پس در زمان حيرت و غيبت به كسى چنگ زنيد كه داراى اين علامات مذكور باشد .
اگر نايب عام امام را مىخواهيد ؛ يعنى كسى كه در همهء امور ، نيابت امام را داشته باشد و اگر در خصوص مسايل فقهى نايب او را مىخواهيد ، به كسى رجوع كنيد كه داراى شرايط اجتهاد باشد .
تمام شد و از اين كلام معلوم گرديد بر ركن هم اطلاق نايب عام مىنمايند ، زيرا به اعتقاد ايشان در همهء امور شرعى و ايجادى نايب امام است ، نه در خصوص علم فقه ؛ چنانكه دانسته شد خان كرمانى از نايب عام به نقيب و از نايب خاصّ به نجيب تعبير كرد و معلوم گرديد كه مراد سيّد رشتى هم از اين نايب عام ، ركن رابع باشد كه خود ايشان است ؛ همانطور كه خان كرمانى به آن تصريح نمود ، پس منظور خان هم خود ايشان باشد و سيّد رشتى در اين مقام ، اگرچه زياده بر اينكه ركن نايب امام است در همهء امور نگفته و حكم منكر آنرا بيان نكرده ؛ لكن در مقام ديگر از رسالهء حجّة البالغه بعد از ذكر مقدّمات چند مىگويد : انكار باب ، انكار امام ، انكار امام ، انكار پيغمبر ، انكار پيغمبر ، انكار خدا و انكار خدا كفر است و منكر باب ، من حيث كونه بابا ، خارج از مذهب اسلام و على الدّوام مخلّد در آتش جهنّم است ، تا آنكه مىگويد :
منكر اين باب خلودا سرمديا در جهنّم مخلّد است ، بلكه خان كرمانى در كتاب ارشاد العوام خود مىگويد : انكار پيغمبر باعث كفر مىشود و بدتر از انكار خدا باشد و انكار امام كفر و بدتر از انكار پيغمبر و انكار اين ركن بدتر از انكار امام است و باعث كفر باشد .
پس اى عزيز ! به صراحت اين كلمات نظر كن و گول اين مخور كه خان كرمانى در هداية الطالبين مىگويد : مراد ما از ركن رابع ، مجتهد است و در محافل عام هم ، خود يا
هامش
( 1 ) . سوره رعد ، آيه 38 .