به شيخ مغيث و رفيق سالك فايده ندارد و من برادرى كه با او سالك شوم ، ندارم و تو هم به فريادم نمىرسى و اللّه از ديار و خانه خود بيرون شده ، سرگردان ماندهام ، ياورى ندارم ، پس اى خداى من ! فريادرس من تويى . دوستان به يكديگر رسيدند و طالبان به مقصود خود و اصل شدند ، تو هم به ما شربتى بنوشان كه غم ما را زايل نمايد و به راه راست برساند . نمىدانم وقتى مرا در گذاشتند ، از مسألهء وجود و ماهيّت يا از هيولى و صورت يا از ايمان ، يقين ، حبّ خدا ، حبّ رسول ، حبّ امام و شيخ و عمل صالح سؤال كنند ، با اين علوم چه مىكنم ، با آنكه شيطان مرا به بندهاى خود بسته ، در اين علوم فايده نمىبينم ؛
لو كان في العلم من غير التقى شرفا * لكان اشرف كل النّاس ابليس
پس اى كسى كه ما را از ديار خود بيرون آوردهاى و در بيابانها سرگردان كردهاى ، به سايهء تو پناه آوردهايم ، به من رحم كن ! اى آنكه در كشتى نوح ساكن بودى ، اين پارهاى از وصف حالات من است ؛ اگر رحم كنى ، به فضل و كرم خود كردهاى و اگر خذلان نمايى ، به استحقاق من شده ؛
الهى عبدك العاصى اتاكا * مقرّا بالذّنوب و قد دعاكا
تا آنكه مىگويد :
از جمله مطالبى كه عرض آن واجب است ، اين است كه خدا بر پيغمبر خود فرمود :
إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ
« 1 » ؛ هر نفسى مرگ را خواهد چشيد .
پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله از اين عالم رحلت كرد ، امامان و شيعيان رفتند و اين امر ، لا بدّ خواهد شد .
پس اگر حادثهاى براى تو رخ دهد ، ولىّ امر تو بعد از تو چهكسى خواهد بود ، به درستى كه من اعتقاد دارم هركس شيخ زمان را نشناخته ، امام را نشناخته ؛ « مات ميتة الجاهليّة » و لا بدّ هر شيخى بايد نايب خود را معيّن كند يا خود آن شيخ بعد از آنكه صدق او معلوم شود ، اظهار نمايد ، خدا بر ما منّت گذاشته كه تو را به سبب آثار
هامش
( 1 ) . سوره زمر ، آيه 30 .