في قلب سلمان لكفّره » ؛ با وجود كمال ايمان ابو ذر ، دانستهايم شيخ بزرگوار قطب عقول ؛ يعنى قطب نقبا و وجه ايشان و اركان و برزخ ميان ظاهر اركان و باطن عقول بوده ؛ چنانكه سلمان چنين بوده ، پس به مقامى بوده كه هيچ شيعهاى به آن نمىرسد .
ايضا دانستهايم هر نايبى بايد در حدّ منوب عنه خود و از روح و نور و طينت واحد باشد ، مانند پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله و ائمّه عليه السّلام ، « اوّلنا محمّد اوسطنا محمّد كلّنا محمّد » ؛ لكن وقتى نيابت مطلقه باشد نه نيابت در امرى خاصّ ؛ مانند اخذى و عطايى و غير هما و نيز از روياى صادقهء شما دانستهايم كه شيخ امجد فرموده : مىخواهم تو را با خود مساوى نمايم ؛ چنانكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله با على عليه السّلام كرد . پس كرد آنچه فرمود و فرمود : « اللّهمّ و آل من والاه و عاد من عاداه » .
از جملگى كلام خود شما در بيدارى اين است كه شيخ امجد به فرزند خود شيخ على فرمود : على گمان مىكند بعد از من امرم به او رجوع مىنمايد و او برپادارندهء امر من مىباشد ، نه ، بلكه به فلانى رجوع مىنمايد و شما را نام برد و آن امرى است كه با آن بزرگوار بوده كه امر نقابت و قطبيّت بوده باشد و خود ديدم بعد از او امر به شما برگشت ، زيرا غير از شما كسى ناطق به علم او نبود و اگرچه ناطقون بسيارند ، لكن نطق آنها كجا و نطق شما كجا و قطعا غير از شما كسى از شيخ استفاده نكرد و هركس از علوم او فراگرفت ، بعد از او از شما فراگرفت ؛ پس شما به نصّ جلى ايشان ، نايبشان مىباشيد و چون نايب در حدّ منوبعنه باشد ، لذا آن كسى مىباشد كه رحمان به او عبادت كرده و جنان به او كسب مىشود ، پس تويى ؛ « باب اللّه و سبيل اللّه الّذى لا يؤتى الّا منك » ؛ چنانكه در خواب خود از شما شنيدم و الى الآن سه سال ، بلكه بيشتر است كه تو را وقت دعا و نماز پيش روى خود قرار مىدهم و در جلوى حاجات و ارادات خود در همهء حالات و امور مقدّم مىدارم ؛ « و في الدعاء اللّهم انّى اتوجّه إليك بمحمّد و آل محمّد و اقدمهم بين يدى صلواتى و اتقرّب بهم اليك » .
در حديث است كه بگو « اللّهمّ صلّ على محمّد و آل محمّد » و نگو اهلبيت محمد تا شيعه داخل شود و در فقه رضوى آمده وقتى مىخواهى ابتدا به نماز نمايى ،
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 213
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٢١٣