تا آنكه مىگويد : پس اميدم از شما اين است كه مرا معالجه فرماييد و از حزب خود گردانيد ، زيرا من به سوى شما منقطع مىباشم و اسير شمايم .
الهى لئن خيّبتنى أو طردتنى * فمن ذالّذى ارجوا و من ذا الشّفع
اى خداى من ! اگر مرا محروم نمايى يا برانى ، به كه اميدوار شوم و چهكسى را شفيع خود قرار دهم . به سوى طايفهء زيديّه ، جبريّه يا قدريّه بروم يا آنان كه به وحدت وجود قايلاند و به مذهب نصارا رفتهاند يا آنان كه به مذهب يهود رفتهاند و مىگويند :
يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ
« 1 » ؛ يعنى دست خدا بسته است يا آنكه به رأى و استحسان عمل مىنمايند و به مذهب سفيان رفتهاند و يا بهجانب صوفيّه روم .
اى آقاى من ! من مريض محتاجم ، بر در خانهء تو آمدهام ، جناب تو را قصد نمودهام و به باب تو پناه آوردهام ، اگر عاصى باشم ، كاظم تويى و اگر لئيم باشم ، كريم تويى ؛ « عفوك عفوك اللّهم اليك المشتكى و أنت المستعان و لا حول و لا قوّة الّا باللّه العلىّ العظيم » .
از جمله مطالبى كه عرض شد ، اين است كه بسيارى از اهل بلد ما از من ارادهء ترقّى و تصفيه و تكميل دارند و من به هريك جواب سربسته مىدهم ، تا چه زمان با ايشان در طفره باشم ، چگونه محتاج ، محتاج را غنى كند ، با آنكه از من به علوم خيالى قناعت ندارند ، بلكه از من توقّع علم سلوك و مقامات كشف دارند و اين مقام براى من كجاست ، با آنكه ضعيفتر از ايشانم ! بيشتر اصحاب ما صوفيّه بودهاند كه من از طريقهء صوفيّه به اين طريقه صرفشان نمودهام ، آنان در طريقهء خود بعضى چيزها مىديدهاند ، مىترسم اگر در اين طريقه ترقّى نفسانى نبينند ، برگردند و متحيّر بمانند ، زيرا طالب علوم رسمى و قال نبودند ، حال را دوست مىداشتند و شوق سلوك و مجاهدت و مشاهده داشتهاند .
دربارهء ايشان به چه امر مىنمايند ، من هم به آنچه ايشان به آن حاجت دارند ، محتاجم ، زيرا در اين علوم فايده نديدهام . تا آنكه مىگويد : از تو دانستهام سلوك جز
هامش
( 1 ) . سوره مائده ، آيه 64 .