يكى از ائمّه را پيش خود قرار بده ، من در جميع حالات ، تو را پيش روى خود قرار مىدهم ، عبادت مىكنم و به آن تفصيل كه ذكر كردم ، عمل مىكنم و اعتقاد دارم كسى كه اينطور نماز نكند ، به قبله نماز نكرده ، بلكه به قبله و مبدأ و فوّارهء قدر خود پشت نموده ، فيض به او نمىرسد و او تاريك مىباشد .
دانستهام حقيّت جميع علوم و نقطهء علم ، معرفت شيخ وقت و اصل و حقيقت و روح عمل ، حبّ شيخ است ، زيرا كسى كه شيخ را شناخت ، خدا ، رسول ، امام ، اسما و صفات ايشان را شناخت و كسى كه او را دوست دارد ، عمل حقيقى را ادا كرده ، در حديث آمده : « هل الأيمان الّا الحبّ و البغض و حبّ علىّ حسنته لا تضرّ معها سيّئة و من احبّه عمل بما يرضيه و اجتنبت ما يسخطه » پس هركس اين دو را ندارد ، نه علم دارد و نه عمل و اعتقادم اين است كه مراد از ربّ در آيهء شريفهء
وَ اذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ
« 1 » همين شيخ است ، تا آنكه مىگويد : شما را زحمت زياد نمىدهم .
بحملا ما فى الدّيار سواه لابس مغفر * و هو الحمى و الحىّ و الفلوات
هذا اعتقادى فيك قدا بديته * فلينقل الواشون أو ظيتمعوا
و لكن به تو اظهار كردم و از غير تو پنهان داشتهام ، مگر يك نفر از اصدقاى خود و دو نفر ديگر كه صوفى بودند و اين امر را ، جز به اطّلاع ايشان از اين اعتقاد قبول نمىكردند ، پس عنان را براى آنها سست كردم ، في الجمله قبول كردند و داخل شدند و از غير اين سه نفر مخفى داشتهام و چون گفتن آن به شما هم واجب بود ، عرض شد .
از جملهء مطالب آنكه ؛ با اين امر عظيمى كه به آن اعتقاد دارم و به آن عمل مىنمايم ، در نفس خود ترقّى و صفايى نمىبينم و شيطان از من دست بر نمىدارد ، در سينه و دل من اذيّت و وسوسه مىكند و مرا از سلوك باز مىدارد ، اگر دو روزى واگذارد ، ايّامى را نمىگذارد ؛ اگرچه مىدانم به من ضرر نمىرساند ، لكن گاه از شدّت اذيّت نزديك است جانم بيرون رود و سبب اين نيست مگر آنكه سلوك و عمل من ، بدون اذن و نصّ از شما واقع مىشود .
هامش
( 1 ) . سوره اعراف ، آيه 205 .