مىكنند و اعتقاد خود را در مقام هريك بيان مىنمايند ! چنانكه حقير آن عريضه را به تمامه در كتاب كفاية الراشدين نقل كردهام كه آن كتاب را در جواب هداية الطالبين ايشان نوشتهام ؛ مىگويد : از جمله مطالب ، آنكه اعتقاد من اين است كه هركس بميرد و سابق بر خود را نشناسد ، و آن بابى كه جارى مىشود ، همهء فيضهايى كه قوام شخص به آن مىباشد ، چه ايجادى و چه شرعى باشد را نشناسد ، پس توحيد و نبوّت و امامت را نشناخته و كسى كه نشناسد ميان او و ائمّه عليه السّلام از شهرهاى ظاهر كسى هست ، موحّد و ملّى و شيعى و موالى نيست ؛ اگرچه در ظاهر شرع به آن ناميده مىشود ، لكن در حقيقت ؛ يعنى وقتى در قبر گذاشته و در برزخ بيدار شود و در قيامت به اين نامها برخيزد و نام برده نشود ، بلكه در جمله نماز گزارندگان ، زكات دهندگان ، روزى دارندگان ، حجّ كنندگان و جهاد روندگان هم محسوب نخواهد بود ؛
وَ قَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً
« 1 » ؛ و اعمال را جز با ولايت او و اقرار به فضايلش ؛ يعنى اركان و قبول از عالمين علوم و راويان اخبار ايشان نجاتدهنده نمىدانم ، مگر آنكه جاهل باشد ؛ يعنى به اين باب اقرار داشته باشد ، لكن شخص او را نشناسد كه در اينحال از جملهء
مُرْجَوْنَ لِأَمْرِ اللَّهِ
« 2 » ؛ خواهد بود و اگر نعوذ باللّه منكر باشد ، حال او مانند حال مبغضين على عليه السّلام در عصر پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله مىباشد ؛
إِنَّ اللَّهَ جامِعُ الْمُنافِقِينَ وَ الْكافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعاً
« 3 » .
دليل اين مطلب آن است كه همهء فيض ، خير ، نور ، كمال و مدد طيّب بر همان مردى جارى مىشود كه بر او مقدّم است و باب او به سوى خداست و باب خدا به سوى اوست و او ، فوّاره قدر مىباشد .
پس هركس به سوى او متوجّه گردد و از او استمداد نمايد به اينكه به او اقرار نمايد و محبّت او را داشته باشد ، سعيد و فايز خواهد بود و كسى كه به او توجّه نكند ، از او امداد ننمايد و پشت به او كند ، شقى و خاسر خواهد بود « كائنا ما كان و بالغا ما
هامش
( 1 ) . سوره فرقان ، آيه 23 .
( 2 ) . سوره توبه ، آيه 106 .
( 3 ) . سوره نساء ، آيه 140 .