بالجمله كلام و اكثر ناقلان آثار ناظر در آن است كه حسين بن منصور به جهت افراط در مقام دعوى محبّت و داد و يگانگى و اتّحاد ، در آنراه سر نهاد . مولانا قطب الدين انصارى صورت تقصير و عذر حسين بن منصور را در دعوى مذكور به وجهى وجيه در كتاب مكاتيب ذكر نموده و گفته : چون محبّت و يگانگى روى داد ، انبساطى اقتضا كند ، انبساط به طرح حشمت نمايد و ادب فرو گذاشت و اين مضمون باشد و رعب كه ضدّ حبّ است ، از آن جهت كه حبّ از مشاهدهء جمال خيزد و رعب از استيلاى جلال بايد به او ضمّ كرد ، تا انبساط مذموم را دفع كند و اعتدال مطلوب حاصل شود .
از اينجاست كه مشايخ گفتهاند : هركس خدا را به محبّت تنها پرستد ، زنديقى ملحد باشد و هركس خدا را به خوف تنها پرستد ، حشوى جاهد باشد و هركس خدا را به مجموع خوف و حبّ پرستد ، محقّقى موحد باشد ؛ كما قال سبحانه تعالى :
يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً
« 1 » ؛
و چون كه غلبهء حكم محبّت ، اثر رعب از حسين بن منصور زايل كرد ، در بساط انبساط ، دعوى يگانگى آغاز كرد ، لاجرم به سرش آمد آنچه گفتيم .
در آداب عشرت با ملوك گفتهاند هرچند ، ملك شخص را به خود نزديكتر كند ، بايد او احتشام ملك را زيادتر دارد ، و الّا از عين ملك ساقط گردد ؛ چنانكه هرگز برنخيزد ، اهل خدا ، ملوك عالماند و به چنين رعايتى احقاند و ملك الملوك احق و احق است .
صاحب حبيب السّير « 2 » آورده : سبب كشتن حسين ، آن شد كه چند سطر به خطّ او به اين مضمون به دست آمد : هركس آرزوى خانهء حق پيدا كند و زاد و راحلهاى نداشته باشد ؛ اگر ميسّر گردد ، در سراى خود ، مربعى بسازد ، آنرا از نجاسات نگاه دارد و هيچكس را بدانجا نياورد ، در ايّام حجّ آن خانه را طواف كرده ؛ چنانكه معهود است ،
هامش
( 1 ) . سوره سجده ، آيه 16 .
( 2 ) . تاريخ جيب السير ، ج 2 ، ص 292 - 291 .