ديگر ابو الاديان بود كه نامههاى امام حسن عسكرى عليه السّلام را به اطراف مىبرد و جواب مىآورد ، قائم - عجّل اللّه تعالى فرجه - جوابها را از او مطالبه نمود و به دينارهايى كه در هميان بود خبر داد و اوصاف آنرا بيان فرمود . « 1 »
ديگر ابو غانم خادم ؛ گفت : ولدى براى امام حسن عسكرى عليه السّلام ، متولّد شد و او را ( م ح م د ) ناميد ، روز سوّم او را به اصحاب خود نشان داد و فرمود : « هذا صاحبكم من بعدى و خليفتى عليكم و هو القائم الّذى تمتدّ عليه الاعناق بالانتظار فإذا امتلات الأرض جورا و ظلما يخرج فيملأها قسطا و عدلا » . « 2 »
ديگر مردى از اهل فارس كه ضوا بن على العجلى ، او را اسم برد و راوى اسمش را فراموش كرده ، گفت : يكدفعه قائم - عجّل اللّه تعالى فرجه - را بر دوش جاريهء او ديدم و ديگر نديدم . « 3 »
ديگر كامل بن ابراهيم ، قائم - عجّل اللّه تعالى فرجه - را در سنّ چهار يا مثل آن ملاقات كرد و او را به مسألهاى كه در خاطر داشت و مسألهء ديگر خبر داد . فرمود : ابو محمد عليه السّلام كه خبر داد حجّت بعد از من به حاجت تو ، تو را خبر داد و ديگر آن حضرت را نديد ؛ رواه في الغيبه « 4 » و كمال الدين و الطبرى « 5 » في مسند فاطمه عليها السّلام .
ديگر محمد بن شاذان كابلى ؛ چنانكه سيّد ثقهء متبحّر ، هاشم بحرينى ، در كتاب تبصرة الولى ، از او روايت كرده : قائم را در صريا ملاقات نمود كه قريهاى نزديك مدينهء منوّره است كه وسط دار نشسته ، او را به اسم او خواند و آن اسم را جز اهلش در كابل كسى نمىدانست و او را به اشيايى از غيبه خبر داد و به او نفقه داد .
ديگر حاجى همدانى .
هامش
( 1 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 476 - 475 ؛ الثاقب فى المناقب ، ج 608 - 607 ؛ مدينة المعاجز ، ج 7 ، ص 612 - 611 .
( 2 ) . ينابيع المودة لذوى القربى ، ج 3 ، ص 323 .
( 3 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 436 ؛ الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 233 ؛ الخرائج و الجرائح ، ج 2 ، ص 958 - 957 ؛ مدينة المعاجز ، ج 8 ، ص 71 - 70 .
( 4 ) . الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 247 - 246 .
( 5 ) . دلائل الامامة ، ص 506 - 505 .