ديگر ابو على محمد بن احمد محمودى ؛ چنانكه ابو جعفر محمد بن جرير طبرى در مسند فاطمه عليها السّلام روايت كرده ، مسندا از او كه گفت : بيش از بيست حجّ پياده به جاى آوردم و در همهء آنها دعا مىكردم به ملاقات قائم - عجّل اللّه تعالى فرجه - فايز شوم ؛ وقتى در مكّه مشغول خريدن مشربه بودم كسى از عقب مرا كشيد ، با من صحبت كرد و از نظرم غايب شد ، فهميدم مولاى من بود . روزى در باب صفا نماز مىخواندم و در سجده ، دست خود را به خود چسبانيده بودم ، كسى مرا به پاى خود حركت داد و فرمود : چنين مكن ، آرنج خود را از سينه جدا كن ! چون چشم گشودم ، ديدم مولاى من است و از نظرم غايب شد ، سال آخر هم آن حضرت را نزد خانهء كعبه ديدم و جمعى او را مشاهده كردند . « 1 »
ديگر على بن ابراهيم بن مهزيار ، آنجناب را در جبال طايف ديد و معجزاتى مشاهده كرد و آن حضرت فرمود : شما مالها را زياد و بر ضعفاى مؤمنين تكبّر و قطع رحم كرديد ، الآن چه عذرى داريد .
او گفت : التوبه التوبه الاقالة الاقالة .
سپس قائم - عجّل اللّه تعالى فرجه - فرمود : اگر استغفار بعضى از شما براى بعضى نبود ، هر آينه هلاك مىشديد و هركس بر روى زمين است ، غير از خواصّ شيعه كه افعال ايشان با اقوالشان موافق است ، حديث طولانى است و در كمال الدين و مسند فاطمه - سلام اللّه عليها - و ساير كتب مشروح است . « 2 »
ديگر ابراهيم بن مهزيار از اصحاب حضرت جواد عليه السّلام و امام على الهادى عليه السّلام و از سفراى مجمع عليه است و روايت او ، قريب به روايت پسرش كه گذشت ؛ لكن اختلافاتى دارد كه ظاهر در تعدّد است ، و اللّه العالم . « 3 »
ديگر پسر ديگر ابراهيم بن مهزيار ، محمد است كه ابراهيم مال غايب را به او
هامش
( 1 ) . دلائل الامامة ، ص 539 - 537 ؛ مدينة المعاجز ، ج 8 ، ص 115 - 112 .
( 2 ) . ر . ك : دلائل الامامة ، ص 542 - 539 ؛ مدينة المعاجز ، ج 8 ، ص 119 - 115 .
( 3 ) . ر . ك : كمال الدين و تمام النعمة ، ص 466 .