تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
ساله يا مانند آن مىنمود و آن جناب را وصف كرد . پس بر ران ابى محمد عليه السّلام نشست و فرمود : صاحب شما اين است . سپس فرمود : اى فرزند داخل شو تا وقت معلوم ! نظر مىكردم كه قائم - عجّل اللّه تعالى فرجه - داخل خانه شد و ابو محمد عليه السّلام فرمود : يا يعقوب ! نظر كن در خانه كيست . داخل خانه شدم ولى كسى را نديدم . « 1 » شيخ طوسى در كتاب رجال « 2 » ، يعقوب را از اصحاب امامين عسكريين عليهما السّلام شمرده است . ديگر عبد اللّه بن السورى ؛ صدوق به سند خود از او روايت كرده : به شرف لقاى قائم - عجّل اللّه تعالى فرجه - فايز شدم ، شبيه پدر بزرگوارش بود . « 3 » ديگر ازدى ، صدوق به سندش از او روايت كرده : قائم - عجّل اللّه تعالى فرجه - را در يمين كعبه ديدم ؛ بسيار خوش‌صورت و خوشبو بود و با هيبت‌تر و خوش‌كلام‌تر از او نديده بودم . از او دليل بر امامت خواستم ؛ سنگريزه‌اى برداشت و به من داد ؛ چون نظر كردم ، به ظرفى از طلا تبديل شده بود ؛ سپس فرمود : حجّت بر تو تمام شد ؛ آيا مرا مىشناسى ؟ من مهدى و قائم زمان - عجّل اللّه تعالى فرجه - هستم ، زمين را از عدل پر خواهم گردانيد ؛ چنان‌كه از ظلم پر شده باشد و زمين از حجّت خالى نمىشود و مردم در فترت ، باقى نمىمانند و اين امانت است ؛ جز به برادران خود از اهل حقّ كسى را خبر مده ! « 4 » ديگر ابو نعيم انصارى و ابو جعفر محمد بن على عبدى كه گفتند : در مستجار ، خدمت آن حضرت رسيديم و ما سىنفر بوديم ، ادعيه به ما تعليم داد و غايب شد . ابو نعيم گفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله را در خواب ديدم و فرمود : كسى كه در عشا ديدى ، صاحب زمان - عجّل اللّه تعالى فرجه - تو بود .
هامش
( 1 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 407 ؛ مدينة المعاجز ، ج 7 ، ص 608 ؛ كشف الغمة فى معرفة الائمه ، ج 3 ، ص 335 ؛ بحار الانوار ، ج 52 ، ص 25 . ( 2 ) . ر . ك : نقد الرجال ، ج 5 ، ص 99 . ( 3 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 441 ؛ الخرائج و الجرائح ، ج 2 ، ص 959 ؛ بحار الانوار ، ج 52 ، ص 40 . ( 4 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 444 ؛ شيخ طوسى ، ص 254 - 253 ؛ الثاقب فى المناقب ، ص 614 - 613 ؛ مدينة المعاجز ، ج 8 ، ص 141 .