تسليم كرد كه به علامت « 1 » امامت برساند و حفص بن عمرو معروف به عمرى ، آن مال را به علامت طلب كرد ، صدوق و ديگران ، محمد را از كسانى شمردهاند كه قائم - عجّل اللّه تعالى فرجه - را ملاقات كرد . « 2 »
ديگر محمد بن احمد بن خلف طبرى از او روايت كرده ، در مقام ابراهيم عليه السّلام قائم - عجّل اللّه تعالى فرجه - را ملاقات كرد و در سال دويست و شصت و سه ، معجزاتى ديد .
ديگر يوسف بن احمد جعفرى ، آن حضرت را در سنهء سىصد و نه ، به روايت شيخ در سىصد و شش « 3 » و به روايت قطب راوندى در خرايج « 4 » در راه شام ديد كه با سه نفر ديگر در محمل بودند و قائم - عجّل اللّه تعالى فرجه - به او خبر داد نماز صبح از او فوت شد ، معجزهء ديگرى خواست ؛ پس محمل با كسانى كه در آن بودند ، به هوا رفت .
ديگر حسن بن عبد اللّه تميمى ، آن حضرت را در حاير ديد ، همراه او روانهء كوفه شد و از آن حضرت معجزاتى ديد . « 5 »
ديگر عقيد خادم در محضر اسماعيل حاضر بود و شنيد آنچه گذشت .
ديگر جعفر بن محمد بن عمرو و على بن احمد كه بر اذن دخول دار ، با اعجاز اطّلاع يافتند .
ديگر محمد بن يوسف شاسى ، دلايلى از قائم - عجّل اللّه تعالى فرجه - ديد « 6 » ، شاس از ماوراء النهر است كه علماى زياد داشته ؛ كما فى معجم البلدان . « 7 »
هامش
( 1 ) . كسى كه علائم امامت در اوست .
( 2 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 466 ؛ وسائل الشيعه ، ج 19 ، ص 322 ؛ مدينة المعاجز ، ج 8 ، ص 112 ؛ خلاصة الاقوال ، ص 51 .
( 3 ) . الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 258 - 257 .
( 4 ) . الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، ص 467 - 466 ؛ مدينة المعاجز ، ج 8 ، ص 141 - 140 ؛ بحار الانوار ، ج 52 ، ص 5 .
( 5 ) . الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 270 - 269 ؛ بحار الانوار ، ج 52 ، ص 15 - 14 .
( 6 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 519 ؛ الارشاد ، ج 2 ، ص 357 ؛ الخرائج و الجرائح ، ج 2 ، ص 695 ؛ الصراط المستقيم ، ج 2 ، ص 246 .
( 7 ) . معجم البلدان ، ج 2 ، ص 359 .