تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
خانه ببينند ، از تن جدا كنند ، ايشان قائم - عجّل اللّه تعالى فرجه - را در خانهء بزرگى ، بالاى حصيرى بر روى بحرى از آب مشاهده كردند كه نماز مىخواند و خواستند غرق شوند . برگشتند و به معتضد خبر دادند . او قسم ياد كرد اگر اين را به كسى بگويند ، ايشان را بكشد . ديگر شخص معتضد از قول معتمدين او چنان‌كه دانستى . ديگر زن قابله كه به روايت شيخ طوسى در خواب به او نمودند كه اجابت كند ، بعد كسى آمد ، سر او را پوشيد و او را برد و بعد از آن‌كه قائم - عجّل اللّه تعالى فرجه - در كف او بود ، مفقود شد و ده دينار به او دادند و سر او را پوشيده ، او را برگرداندند . ديگر نسيم خادم و ماريهء خادمه ، صدوق به سند صحيح از آن‌دو روايت كرده كه صاحب الزمان - ارواحنا فداه - از شكم مادر بر دو زانو ساقط شد و انگشت سبابه را به آسمان بلند كرد ؛ سپس عطسه كرد و فرمود : الحمد للّه ربّ العالمين و صلّى اللّه على محمّد و آله . آن‌گاه فرمود : ظالمين گمان كردند كه حجّت خدا باطل گردد ، اگر در تكلّم اذن داده شويم ، شكّ مردمان در امر ما زايل گردد . « 1 » ديگر يعقوب بن يوسف ضرّاب و عجوزى كه در دار خديجه ، معروف به دار الرّضا مىبود كه مىديدند آن حضرت از در بسته داخل مىشود و سرا از نور آن حضرت روشن مىشود و به يعقوب خبر دادند كه دشمنان او هلاك شدند و دراهم رضويّه را از او گرفتند و در عوض دراهم ديگر به او دادند و نسخهء صلوات بر ائمّه عليهم السّلام را توسّط عجوز به او مرحمت فرمودند . « 2 » ديگر حسين بن محمد بصرى ؛ صدوق از او روايت كرده : از حضرت ابى محمد عليه السّلام ، بيرون آمد ؛ هذا جزاء من افترى على اللّه تعالى في اوليائه ؛ گمان مىكرد مرا مىكشد و براى من عقب نيست ؛ پس قدرت خداى تبارك و تعالى را چگونه ديد و در سال
هامش
( 1 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 430 . ( 2 ) . ر . ك : الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 277 - 273 ؛ الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، ص 462 - 461 ؛ جمال الاسبوع ، ص 304 - 301 .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 161 | صادق برزگر بفرويى / حسين احمدى قمى / الشيخ علي اكبر النهاوندي