محلّهاى در بصره است و در معجم البلدان « 1 » گفته : صيمره در بصره ، در دهان نهر معقل است ، قراى بسيار به اين اسم دارد و قومى از اهل فضل و علم و دين ، به اين موضع منسوب مىباشد .
ديگر على بن زياد صيمرى ، ثقه و جليل و از اصحاب عسكريين عليهما السّلام است . « 2 »
ديگر على بن محمد بن اسماعيل المحمّدى ابو الحسن جمال السّادة ، او فاضل و ثقه و از سفراى قائم - عجّل اللّه تعالى فرجه - است ؛ چنانكه در فهرست منتجب الدين « 3 » و منتهى المقال « 4 » است .
ديگر محمد بن هارون بن عمران الهمدانى علّان كلينى كه خالو و استاد كلينى است ؛ از او شنيد ، گفت : پانصد دينار براى ناحيه بر من بود و من دكّاكينى را به پانصد و سى دينار خريده بودم امّا در قلب خود همان پانصد دينار را براى ناحيه قرار دادم و به زبان نياوردم . به محمد بن جعفر اسدى توقيع آمد كه دكّاكين را به پانصد دينار از محمد بن هارون قبض كن كه از او طلبكاريم . « 5 »
ديگر عبد اللّه بن سليمان وزير كه قبض بر وكلاى قائم - عجّل اللّه تعالى فرجه - را اراده كرد و قبل از آن از ناحيه بيرون آمد كه هيچيك از وكلا در آن سال چيزى از كسى قبول نكنند . پس دسيسين « 6 » سلطان پيش هريك وجه بردند ، در هيچيك از نواحى قبول نكردند ، اين امر را انكار كردند و سالم ماندند . « 7 »
ديگر ، سه نفرى كه معتضد عبّاسى ، ابو العبّاس احمد بن موفّق بن متوكّل در خفيّه فرستاد كه به سراى قائم - عجّل اللّه تعالى فرجه - وارد شوند و سر كسى را كه در آن
هامش
( 1 ) . معجم البلدان ، ج 3 ، ص 439 .
( 2 ) . حلية الابرار ، ج 2 ، ص 449 ؛ بحار الانوار ، ج 51 ، ص 23 .
( 3 ) . فهرست منتجب الدين ، ص 78 ؛ ر . ك : نقد الرجال ، ج 3 ، ص 292 ، آمل الامل ، ج 2 ، ص 199 ، بحار الانوار ، ج 102 ، ص 245 .
( 4 ) . منتهى المقال فى احوال الرجال ، ج 5 ، ص 51 .
( 5 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 524 ؛ الارشاد ، ج 2 ، ص 367 ؛ الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، ص 472 ؛ مدينة المعاجز ، ج 8 ، ص 94 .
( 6 ) . دسيسهكاران .
( 7 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 525 ؛ بحار الانوار ، ج 51 ، ص 310 .