ديگر بدر ، غلام احمد بن الحسن و احمد بن الحسن در كافى « 1 » و غيره « 2 » مسطور است كه بر اعجاز آن حضرت مطّلع شدند و به امامت او قايل شدند .
ديگر كسى كه به علّان كلينى خبر داد معجزاتى از قائم مشاهده كرده از خبر به موت ولد او و اينكه اولاد ديگرى به او عطا شود و اسم آنها را احمد و جعفر بگذارد و غير ذلك و چنان شد .
ديگر ابو محمد حسن بن عيسى عريضى ، در كافى « 3 » از او روايت است كه مردى از اهل مصر ، بعد از وفات ابى محمد عليه السّلام مالى براى صاحب - عجّل اللّه تعالى فرجه - به مكّه آورد و كسى را به سرّ من رأى فرستاد كه از ولد ابى محمد عليه السّلام تحقيق كند .
آنكس نزد جعفر كذّاب رفت و در او علايم امامت را نديد . سپس به سراى ابى محمد عليه السّلام رفت ، كسى بيرون آمد و او را به موت صاحب او و وصيّت او خبر داد و چنين بود . شيخ مفيد رحمه اللّه در ارشاد با جملهاى از آنچه گذشت روايت كرده و فرموده :
اخبار اين باب ، يعنى كسانى كه قائم - عجّل اللّه تعالى فرجه - را ديدند و بر معجزات آن حضرت مطّلع شدند بسيار است و اگر بخواهيم همه را بنويسيم ، كتاب ، كبير الحجم مىشود ، اين مقدار در اثبات مقصد كافى است ، انتهى .
ديگر محمد بن اسماعيل بن موسى بن جعفر است ، كلينى « 4 » و شيخ مفيد « 5 » و ديگران « 6 » از او توسط علّان كلينى روايت كردهاند از او شنيد و گفت : پسر امام حسن بن على بن محمد عليهم السّلام را بين دو مسجد ديدم ، در حالى كه غلامى بود و مراد از بين المسجدين ، ميان مكّه و مدينه يا مسجد اعظم كوفه و مسجد سهله است .
ديگر مردى از اهل آبه كه مالى حمل كرد و شمشيرى هم با او بود . آنرا در آبه
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 522 .
( 2 ) . الهداية الكبرى ، ص 369 ؛ الارشاد ، ج 2 ، ص 363 ؛ الغيبة ، ص 283 - 282 ؛ الخرائج و الجرائح ، ج 1 ، ص 464 .
( 3 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 523 ؛ الارشاد ، ج 2 ، ص 365 - 364 ؛ بحار الانوار ، ج 51 ، ص 299 .
( 4 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 330 .
( 5 ) . الارشاد ، ج 2 ، ص 351 .
( 6 ) . الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 268 ؛ الصراط المستقيم ، ج 2 ، ص 240 ؛ بحار الانوار ، ج 52 ، ص 13 .