وكلاى قائم - عجّل اللّه تعالى فرجه - كه آن حضرت را ديدند و بر معجزهء او مطّلع شدند ، محمد بن صالح از اهل همدان است و در كافى « 1 » روايت كرده : او ، قائم - عجّل اللّه تعالى فرجه - را نزد حجر الاسود ديد و از آن حضرت شنيد چون دفع و تجاذب مردم را بر تقليل حجر الاسود ديد ، فرمود : به اين امر نشدهاند ؛ يعنى در حين ازدحام بايد به اشاره اكتفا نمايند .
ديگر ابراهيم بن ادريس و او در اصحاب امام على هادى عليه السّلام شمرده شده است . « 2 » پسر او ، ابو على كه شيخ فقيه كثير الحديث و ثقه و استاد كلينى مىباشد . از او روايت كند كه قائم - عجّل اللّه تعالى فرجه - را بعد از وفات ابى محمد ديدم و دو دست و سر آن جناب را بوسه زدم . « 3 »
ديگر محمد بن صالح قنبرى ، صدوق و كلينى از او روايت كردهاند : با بعض منكرين قائم - عجّل اللّه تعالى فرجه - و قائلين به امامت جعفر كذّاب ، مباحثه كرد و گفت :
جعفر ، خود دو مرتبه قائم - عجّل اللّه تعالى فرجه - را ديده است . « 4 »
ديگر ابو محمد حسن بن الوجنا ، صدوق و ديگران او را از كسانى شمردهاند كه به خدمت قائم - عجّل اللّه تعالى فرجه - رسيد و بر معجزهء آن حضرت اطّلاع يافت و در كافى « 5 » از او روايت كرده ، گفت : كسى كه قائم - عجّل اللّه تعالى فرجه - را ديد ، به من خبر داد كه ده روز پيش از حادثه از دار خود بيرون آمد و مىفرمود : « اللّهمّ انّك تعلم انّها من احبّ البقاع لو لا الطّرد » .
ديگر آن كسى كه ابن الوجنا از او خبر داد ، كما عرفت .
ديگر سيما از خدّام سلطان كه ديد آن حضرت با تبرزين بيرون آمد ، وقتى كه در سراى او را شكستند ، براى آنكه مال را به جعفر كذّاب بدهند و فرمود : « بسمأ ما
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 331 .
( 2 ) . نقد الرجال ، ج 1 ، ص 54 .
( 3 ) . ر . ك : وسائل الشيعه ، ج 12 ، ص 235 ؛ الارشاد ، ج 2 ، ص 353 ؛ الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 268 ؛ بحار الانوار ، ج 52 ، ص 14 .
( 4 ) . ر . ك : بحار الانوار ، ج 52 ، ص 60 ؛ الكافى ، ج 1 ، ص 331 ؛ الارشاد ، ج 2 ، ص 353 .
( 5 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 331 .