چنانكه در كمال الدين و كتب بسيار است .
ديگر حمدان قلانسى فقيه است و به ابى جعفر قلانسى و حمدان النّهدى معروف است ، در كافى « 1 » از او روايت كرده ، به عمروى گفت : ابو محمد وفات نمود . عمرى گفت : چنين است لكن براى شما كسى را گذاشت كه گردن او چنين است و به دست خود اشاره كرد .
ديگر ابو على بن مطهّر در كافى « 2 » به سند خود از او روايت كرده كه قائم - عجّل اللّه تعالى فرجه - را ديده و قامت آن جناب را وصف كرد .
ديگر ابن عبده نيشابورى در كافى روايت كرده : آن جناب را در صفا ملاقات نمود و كتاب مناسك ابراهيم را گرفت و او را به اشيايى حديث فرمود ؛ شيخ كشّى از بعض ثقات ، صاحب تحف العقول و بحار الانوار و ديگران روايت كردهاند : حضرت ابو محمد عليه السّلام توقيع فرمود : كتابى بر ابراهيم بن عبده وارد شد كه او را در آنجا وكيل كردم حقّ مرا از موالى من بگيرد ؛ به خطّ من است ، او را در بلد ايشان به حقّ غيرباطل اقامت داشتم .
پس بايد از خداوند بترسند ، حقّ ترسيدن و بايد از حقوق من بيرون روند و حقوق مرا به او دفع كنند . سپس براى او تجويز كردم آنچه عمل كند ؛ خداى تعالى در آن به او توفيق دهد و بر او به سلامتى از تقصير به رحمت خود منّت گزارد . « 3 »
ديگر خادم ابراهيم مرقوم كه قبض قائم - عجّل اللّه تعالى فرجه - را بر مناسك ديد و به آن خبر داد . « 4 »
ديگر ابو عبد اللّه محمد بن صالح همدانى و او وكيل ابى محمد عليه السّلام و قائم - عجّل اللّه تعالى فرجه - بود ؛ چنانكه در ربيع الشيعه و اعلام الورى است ، صدوق رحمه اللّه فرموده : از
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 329 .
( 2 ) . همان ، ص 331 .
( 3 ) . ر . ك : نقد الرجال ، ج 1 ، ص 69 ؛ اختيار معرفة الرجال ، ج 2 ، ص 848 .
( 4 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 331 ؛ الارشاد ، ج 2 ، ص 352 ؛ الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 268 ؛ بحار الانوار ، ج 52 ، ص 13 .