شيخ طوسى در كتاب غيبت « 1 » از احمد بن على ، او از حنظلة بن زكريّا روايت كرده كه گفت : ثقهاى از محمد بن على بن بلال ، او از حكيمه مثل حديث مذكور را به من خبر داد .
در روايت ديگر مذكور است كه جماعتى از شيوخ نقل كردند حكيمه ، به اين حديث خبر داده و گفته : ولادت آن حضرت در نيمهء شعبان بوده و مادرش نرجس است .
حكيمه حديث را تا اينجا ذكر كرد كه من ناگاه حركت سيّد خود را ديدم و امام حسن عسكرى عليه السّلام صدا مىكرد و مىگفت : پسرم را نزد من آر !
پرده را برداشتم ، ناگاه ديدم سيّد من بر روى مساجد سبعهء خود به سجده افتاده و بر ذراع راستش نوشته شده :
جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً
« 2 » ؛ او را به سينه چسبانيدم ، ديدم پاك و پاكيزه است . بعد او را ميان لفّافه گذاشته ، نزد امام حسن عسكرى عليه السّلام بردم ، حديث را تا اينجا ذكر كردهاند كه آن مولود گفت : اشهد ان لا إله الّا اللّه و انّ محمّدا رسول اللّه و انّ عليّا امير المؤمنين حقّا ؛ پس از آن اوصيا را يك يك شمرد ، تا بهخود رسيد و به دوستان خود به فتح و فرج دعا كرد .
حكيمه گويد : بعد از آن ميان من و آن مولود ، چيزى مانند حجاب واقع گرديد ، ديگر او را نديدم . به امام حسن عسكرى عليه السّلام عرض كردم : اى سيّد من ! مولايم كجاست ؟
حضرت فرمود : كسى او را برد كه از من و تو به او احقّ و اولى است . حديث را تا آخر ذكر كردهاند ، علاوهء بر روايات سابق ، در اين روايت مذكور است كه حكيمه گويد : چهل روز بعد از ولادت ، داخل خانهء امام حسن عسكرى عليه السّلام شدم . ناگاه ديدم آن حضرت در صحن خانه راه مىرود ، از او وجيهتر و جميلتر و زبانى فصيحتر از زبان وى مشاهده ننموده بودم ، آنگاه امام حسن عسكرى عليه السّلام فرمود : اين مولودى است كه نزد خدا عزيز است .
هامش
( 1 ) . الغيبة ، ص 239 - 238 .
( 2 ) . سورهء اسراء ، آيه 81 .