تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩
ناسخ التواريخ آمده : ربيع مذكور ، جسدى بر پشت افتاده بود و سر و گردن و جوارح نداشت ، بلكه صورت او در سينه‌اش واقع بود و بر جلوس قدرت نداشت ؛ مگر گاهى كه غضب شديد بر او مستولى مىشد ، ابدا نمىتوانست بايستد و چون هميشه مانند سطحى از گوشت ، بر قفا افتاده بود ، سطيح لقب يافت و پيوسته در ارض جابيه سكونت داشت . وقتى ملوك خواستند از او خبر گيرند ، او را در جامه‌اى پيچيده ، به مجلس حاضر مىساختند ، مشكش را جنبش مىدادند تا تنبيه يابد ، آن‌گاه به جواب و سؤال اقدام مىفرمود و از اخبار آينده آگاهى مىداد . اين ناچيز گويد : يكى از موارد اخبار او از آينده ، بشارت ظهور حضرت ولىّ عصر و ناموس دهر است كه به ذاجدن داد ؛ چنان‌كه كيفيّت آن را در بساط اوّل اين كتاب ؛ ضمن اخبار كهنه به ظهور موفور السرور آن سرور ذكر نموديم و از ديگر موارد اخبار او از آينده ، بشارت دادنش در قضيّهء كسرى انوشيروان ، به ظهور و بعثت حضرت خاتم النّبيين صلّى اللّه عليه و آله است و ما كيفيّت آن را تعميما للعائده و تتميما للفائده ذكر مىنماييم . در كتاب مذكور است : چون سى و نه سال از سلطنت باشكوه نوشيروان گذشت ، اردشير كه مؤبد مؤبدان بود ، در خواب ديد ، اشتران عرب با اشتران بزرگ عجم ، پراكنده شدند ؛ او اين خواب را به حضرت نوشيروان عرضه داشت . خود كسرى هم ، در خواب ديد چهارده كنگرهء ايوانش به زير افتاد ، سخت از اين خواب بترسيد ، چون سه روز از اين واقعه گذشت ، كنگره‌هاى ايوان به زير افتاد و بىثقلى و حملى طاق ايوان از ميان شكست ؛ طورى كه آن شكستگى پيداست و آن شب ، ولادت رسول قريشى صلّى اللّه عليه و آله بود . بالجمله ، از پس اين حادثه خبر رسيد درياچهء ساوه خشكيد و آتشكدهء فارس خاموش شد و تا آن زمان ، هزار سال بود كه فروغ داشت ؛ لاجرم نوشيروان هراسناك شد و گفت : كارى بزرگ پيش آمده ؛ جميع مؤبدان ، ساحران ، كاهنان و منجّمان را جمع كرد ، صورت خواب و كسر ايوان را بنمود و قصّهء آتشكدهء فارس و درياچهء ساوه را مكشوف داشت ، نيز در آن ايّام از جوشش آب در اوديهء سماوه خبر آورده بودند ؛ خبر
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 509 | صادق برزگر بفرويى / حسين احمدى قمى / الشيخ علي اكبر النهاوندي