و در مقابل دشمن ، سستى نورزيد تا شما را نرم و ملايم نداند ، بلكه بايد شما را سخت و درشت حساب كند .
وصيّت مرا ياد گيريد و عمل كنيد تا مثل بدى كه مشهور است بر شما وارد نگردد كه انّ الموصّين بنى سهوان ؛ كسانى هستند كه به آنها وصيّت كرده مىشود ، ولى ايشان از آن سهو نموده ، اعراض مىكنند .
وقتى وفات كردم ، قبر مرا فراخ كنيد و وسعت زمين را از من مضايقه ننماييد ، اگر چه اين باعث استراحت من نيست ، لكن دلم از ترس و تزلزل آرام مىگيرد . بعد از آنكه اينها را گفت ، وفات يافت . پسرش ابو بكر بن دويد گفته : اين چند بيت را نيز ، او سروده :
اليوم يدنى لدويد بيته * يا ربّ ذهب خالص حويته
و ربّ قرن بطل ارديته * و ربّ غيل حسن لويته
و معصم مخضّب طويته * لو كان للدّهر بلى ابليته
او كان قرنى واحدا كفيته
در اين روز كه روز وفات است ، خانهء قبر دويد بر او نزديك شده ، طلاهاى بسيارى جمع و شجاعان روزگار را هلاك كردم ، بسيار ساعد فربه و زيبا را در ميدان كشتىگيرى پيچيدم و دستهاى خضاب كرده شده را پس گرداندم . اگر پوسيدگى روزگار ممكن بود ، هر آينه آن را مىپوساندم و اگر طرف مقابل من در ميدان آنها ، يكى مىشد ، هر آينه براى او بس بودم .
نيز اين را از او روايت كردهاند كه گفته :
القى على الدّهر رجلا و يدا * و الدّهر ما اصلح يوما افسدا
يفسد ما اصلحه اليوم غدا
روزگار دست و پاى مرا قطع نمود ؛ يعنى قوّهء بدنم را از من گرفت ، حال آنكه روزگار در روزى كه امرى را فاسد و ضايع كرده ، اصلاح نمىكند ، لكن اگر امروز امرى را اصلاح نمايد ، فردا لا محاله آن را فاسد خواهد گرداند .