بايد دانست بنابر تصريح سيّد جليل مرتضى ، در كتاب غرر و درر از عرب ، كسى را معمّر نمىشمارد ، مگر اينكه صد و بيست سال يا بيش از آن عمر نموده باشد . . . ، الخ .
فبناء على هذا ، ما ابتداى طبقات را بر صد و بيست سال قرار داده ، هر صد سال به صد سال را طبقهء ديگرى قرار مىدهيم .
فنقول :
طبقه اوّل معمّرين كسانى بودهاند كه عمرشان از صد و بيست الى دويست سال بوده و آنها جماعت كثيرهاى هستند . چنانچه در عصر ما نيز ، بسيارى ديده شدهاند كه عمرشان از صد و بيست سال تجاوز نموده ؛ از جمله جدّ اين ناچيز كه مكرّرا از والد مرحوم خودم كه يك صد و هفده سال عمر داشت ، مىشنيدم كه مىفرمود : والدم يك صد و بيست و شش سال عمر نمود .
از جمله مشهدى ابو القاسم قصّاب نهاوندى بود كه يك صد و سى و شش سال عمر نمود ، چنانچه در صبيحهء هفتم عبقريّهء سوّم ، فى الجمله حالاتش مذكور افتاد و بالجمله اهل اين طبقه بر چند قسماند :
قسم اوّل ؛ كسانى هستند كه عمرشان به يك صد و بيست سال تحديد شده و اينها چند نفرند :
اوّل ايشان كه صاحبان كتب غيبت مذكور داشتهاند ، نابغهء جعدى است ؛ چنانچه در جلد سيزدهم بحار است كه از جملهء معمّرين ، نابغهء جعدى و نامش قيس بن عبد اللّه بن عامر بن عدس بن ربيعة بن عامر بن صعصعه است كه كنيهاش ابو ليلى بوده .
ابو حاتم سجستانى روايت كرده نابغهء جعدى ، پيش از نابغهء زبيانى بوده « 1 » ، دليل بر اين ، قول خود نابغهء جعدى است كه در اين اشعار گفته :
تذكّرت و الذّكرى يهيج على الهوى * و من حاجة المحزون أن يتذكّرا
نداماى عند المنذر بن محرّق * أرى اليوم منهم غامر الأرض مقفر
هامش
( 1 ) . المجموع فى شرع المهذب ، ج 5 ، ص 457 .