ميان مشركان زندگانى كردم ، پس از آن پيغمبر را دريافتم و بعد از آن حضرت ، ابو بكر و عمر ، جنگ روز مهران ، دعواى روز تستر ، جنگ صفّين و دعواى نهروان را درك نمودم . « 1 »
پنجم ، عدّى بن حاتم طايى است ، چنانكه در بحار « 2 » است او نيز ، يك صد و بيست سال عمر نموده است .
ششم ، حضرت موسى است ؛ كه بنابر نقل اخبار الدول ، « 3 » آن جناب صد و بيست سال در دنيا زيسته است .
هفتم ، يوشع است كه بنابر نقل مزبور ، صد و بيست سال عمر داشته .
هشتم ، جناب سليمان است كه او هم بنابر همان نقل ، صد و بيست سال در دنيا زندگى نمود .
نهم ، ايساد است كه بعد از طوفان از ملوك جبابره در مصر بوده و آخر الامر به واسطهء كثرت ظلم و جورش به رعيّت ، ساقى او در شراب ، زهر داخل نموده ، او را مسموم نمود . بنابر نقل كتاب مزبور ، صد و بيست سال عمر نمود .
دهم ، حضرت هارون است كه بنابر نقل از ناسخ التواريخ ، « 4 » عمر شريف ايشان صد و بيست و سه سال بوده .
[ يكصد و سى سال ] 2 صبيحة
قسم دوّم از طبقهء اوّل ، كسانى هستند كه عمرشان بهيك صد و سى سال رسيده .
از ايشان فروة بن ثعلبهء سلولى است ؛ چنانكه در كمال الدين « 5 » آمده : فروة بن ثعلبه
هامش
( 1 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، صص 559 - 558 ؛ بحار الانوار ، ج 51 ، ص 239 .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 238 .
( 3 ) . ر . ك : مستدرك سفينة البحار ، ج 5 ، ص 195 .
( 4 ) . همان .
( 5 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 575 ؛ بحار الانوار ، ج 51 ، ص 252 .