تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
گفت : او صاحب علم و حلم و احسان بود ، غيظ فرو مىبرد و از ظلم دورى مىكرد . سپس گفت : از عبد اللّه بن جعفر به من خبر ده ! گفت : مانند ريحانه‌اى خوشبو بود ، ملايمت و نرمى داشت و بر مسلمانان كم ضرر مىرساند . بعد گفت : از عبد اللّه بن زبير خبر ده ! گفت : مانند كوه سختى بود كه سنگ‌هاى سخت از آن فرو ريزند . آن‌گاه عبد الملك گفت : للّه درّك يا ربيع ! چطور بر احوالشان اطّلاع يافته‌اى ؟ ربيع گفت : با ايشان همسايگى كردم و آن‌ها را بسيار امتحان نمودم . سيّد نيز در غرر فرموده : از جمله معمّرين ، ربيع بن ضبع فزارى است و چنين گفته مىشود كه تا زمان بنى اميّه مانده بود ، ذكر كرده‌اند بر مجلس عبد الملك بن مروان داخل شد ؛ سپس آن‌چه از كمال الدين نقل شد ، نقل فرموده . و لكن در روايت سيّد افزوده شده كه عبد الملك به او گفت : بختى كه لغزش نمىخورد ، عطايى كه با سرعت به تو مىرسد و ظرف بزرگ و كلفتى كه در آن طعام ضيافت بگذارى ؛ تو را خوشحال نموده .

انتقاد به اعتماد

سپس سيّد فرموده : اگر اين خبر صحّت داشته باشد ، بايد سؤال عبد الملك در ايّام معاويه باشد ، نه در زمان خلافت خودش ، زيرا در اين خبر چنين است كه ربيع گفت : شصت سال در اسلام عمر نمودم ، حال آن‌كه اوّل خلافت عبد الملك سال شصت و پنج هجرى بوده ؛ بنابراين اگر اين خبر به درجهء صحّت برسد ، بايد بدين نهج باشد كه ذكر كرديم ، نيز روايت شده ربيع ، ايّام معاويه را دريافت ؛ لذا سؤال عبد الملك در آن ايّام اتّفاق افتاده .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 493 | صادق برزگر بفرويى / حسين احمدى قمى / الشيخ علي اكبر النهاوندي