بعد از اين نصايح گفت : يا لها نصيحة ذلت عن عذبة فصيحة إن كان وعائها وكيعا و معدنها منيعا ؛ اينها كه به شما گفتم ، نصيحت و موعظهاى است كه از لسان و منطق فصيح صادر شده ، اگر دلهاى كسانى كه آنها را مىشنوند محكم باشد ، هرآينه تأثير خواهد كرد .
از ايشان ردائة بن كعب بن اذهل بن قيس نخعى است كه بنابر روايت كمال الدين ، « 1 » سيصد سال عمر نمود ، اين ابيات از او است :
لم يبق يأخذيه من لدائي * ابو بنين لا و لا بنات
و لا عقيم غير ذى سبات * الا يعدّ اليوم فى الأموات
هل مشتر ابيعه حياتي
همهء همسالان من كسانى كه اولاد داشتند و بىاولاد بودند ، مردند مگر كسى كه براى مردن از حسّ و حركت افتاده - مراد او شخص خودش است - . آگاه شويد ! او در اين روز از جملهء مردگان است . آيا خريدارى پيدا مىشود كه زندگانيم را به او بفروشم ؟
از ايشان جعفر بن قبط است كه بنابر روايت صدوق ، در سيصد سالگى از سراى فانى به دار جاودانى شتافت . « 2 »
از ايشان عامر بن طرب عدوانى است كه او هم سىصد سال عمر نمود بنابر روايت صدوق در كمال الدين « 3 » و ناسخ « 4 » است كه عامر بن طرب كسى است كه ذو الأصبع عدوانى اين اشعار را در حقّ او انشا نمود :
غدير الحىّ من عدوان كانوا حيّة الأرض . . . ،
تا آخر اشعار كه ذيل احوال ذو الأصبع آنها را ذكر نموديم . جميع عرب در هرامر معظّم ، عامر مزبور را بر خود حكم مىدانستند و از حكمش برنمىتافتند ، او هرگز در
هامش
( 1 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، صص 557 - 556 .
( 2 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 567 ؛ بحار الانوار ، ج 51 ، ص 247 .
( 3 ) . همان .
( 4 ) . ناسخ التواريخ حضرت عيسى ، ج 2 ، ص 131 .