اهل فضل و هنر را تعظيم نماييد و از اهل تجربه ياد گيريد . از احسان جزئى ابا نكنيد ، زيرا آن هم ثوابى و لو اندك دارد . مردم را حقير نشماريد ، چون مردى مرد به دو چيز كوچك او است ؛ يا به ذكاء عقل و قلب او است و يا به زبان كه از آن به ما فى الضمير تعبير مىنمايد ، يعنى مردى به ذكاوت و سخنورى است .
وقتى از حادثهاى ترسيديد ، درنگ و تدبّر نماييد و در دفع آن تعجيل نكنيد . با محبّت و مودّت به سلاطين ، نزد ايشان قرب و منزلت حاصل كنيد ، زيرا ايشان هركس را بخواهند پست كنند ، پست مىشود و هركس را بخواهند بلند كنند ، بلند مىشود . در كارهاى خود اظهار شجاعت نماييد تا چشمهاى مردم به شما نگاه كند . در وفا به عهد و پيمان تواضع و فروتنى كنيد ؛ بزرگتان بايد شما را دوست بدارد .
بعد از بيان وصايا اين دو بيت را انشا كرد :
و ما كلّ ذى لبّ بمؤتيك نصحه * و لا كلّ موف نصحه بلبيب
و لكن إذا ما استجمعا عند واحد * فحقّ له من طاعة بنصيب
آنكه صاحب عقل و ادراك است ، تو را نصيحت نمىكند ، آنكه تو را نصيحت مىكند ، صاحب عقل و ادراك نيست ؛ اگر هر دوى اينها در كسى جمع شود ، بر شنونده سزاوار است از او اطاعت نمايد .
از ايشان عبيد بن الأبرص است ؛ چنانكه در كمال الدين « 1 » روايت نموده او سىصد سال عمر نمود و گفت :
فنيت و افنانى الزمان و اصبحت * لدائى بنو نعش و زهرالفراقد
فانى شدم و زمانه مرا فانى گرداند ، اقران من به تابوت گذاشته شدند و مانند چچك « 2 » هاى ذرّهء صغرا گرديدند ؛ يعنى همه زير خاك پنهان شدند .
نعمان بن منذر در يوم بؤس خود او را هلاك نمود .
از ايشان شقّ كاهن است كه سىصد سال عمر نموده ؛ چنانكه شيخ صدوق در
هامش
( 1 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 558 .
( 2 ) . چچك : خالهاى صورت .