تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
سپس پرسيد : مال شما چگونه مالى است ؟ گفت : بهترين مال است كه شتر مىباشد ؛ كم‌كم شير آن‌ها را مىآشاميم ، گوشت آن‌ها را مىخوريم و بر آن‌ها سوار مىشويم . ذى الأصبع گفت : دخترم ! شوهر تو كريم و مالت بسيار است . آن‌گاه نزد دوّمى آمد و گفت : شوهرت چگونه است ؟ گفت : بهترين شوهر است كه اهل خود را عزيز مىدارد ، به ايشان نفع مىدهد و احسانى را كه مىكند ، فراموش مىنمايد . گفت : مال شما چگونه مالى است ؟ گفت : ماده گاو است كه به در خانهء ما الفت دارند ، از چراگاه بدون زحمت مىآيند ، ظرف را پر از شير و خيك را پر از روغن مىكنند و با زنان زن هستند . پدر به او گفت : تو نزد شوهرت محبوب ، نيك‌بخت و خوشحال شده‌اى . بعد از آن نزد سوّمى آمد و گفت : دخترم ! شوهرت چگونه است ؟ گفت : نه سخى به حدّ اسراف و نه بخيل در مرتبهء لئامت است . گفت : مال شما از چه صنفى است ؟ گفت : چند رأس بزغاله است . گفت : چند عدد است ؟ گفت : هنگام ولادت آن‌ها ، براى نان خورش ما كفايت مىكند . آن‌گاه پدرش به او گفت : اين بسيار نيست ، بلكه به قدر كفايت است . بعد از آن نزد چهارمى كه دختر كوچكش بود ، آمد و گفت : دخترم ! شوهرت چگونه است ؟ گفت : بدترين شوهر است كه نفس خود را عزيز و زنش را خوار و خفيف مىدارد . گفت : مال شما چگونه مالى است ؟ گفت : بدترين اموال ! گفت : از كدام صنف است ؟