خسته شدهام و بر كسى كه دويست و چهارده سال عمر نموده ، سزاوار است از زندگانى و گردش شبانه روز به تنگ آيد . طول عمر ، عصاى مرا پوسيده كرد . صبر را از خود دور نمودم و انقطاع صبرم چيزهايى كه سينهام پنهان بود ، ظاهر گرداند .
[ احوالات زهير بن جناب ] 10 صبيحة
بدان آنچه در صبيحهء سابق از معمّرين طبقهء دوّم ذكر شد ، كسانى بودند كه عمرشان را به دويست و بيست سال ذكر نمودهاند و از ايشان زهير بن جناب بن هبل حميرى است .
چنانكه در غرر و درر و بحار « 1 » است كه ابو حاتم گفته : زهير بن جناب ، دويست و بيست سال عمر و دويست مرتبه جنگ كرد و ميان قومش بزرگ و مطاع بود .
همچنين گفتهاند : ده خصلت نيكو در او جمع شده بود كه در احدى از اهل زمانش جمع نشده بودند . سيّد قوم خود ، شريف ايشان ، خطيب و شاعر آنها بود ، از جهت بلندى مرتبه ، در خانهء سلاطين فرود مىآمد ، با ايشان رفت و آمد مىنمود و مهمانشان مىشد . طبيب قوم خود بود و طبّ در آن زمان شرافت داشت ، مدير و سوارهء آنها بود ، او در ميان قوم خود ، خانهاى و از آنها اعوان و انصار بسيار داشت .
سطير في وصايا زهير
از جمله وصاياى زهير به پسران خود اين بوده كه گفته : من سنّم بسيار گشته ، روزگارها ديده و تجربهها حاصل نمودهام ، پس آنچه مىگويم ، ياد بگيريد ؛ هنگام روى دادن مصائب ، از ضعيف شدن حذر كنيد ؛ يعنى دلهاى خود را قوى بداريد و بپرهيزيد از اينكه در وقت نزول حوادث ، كار را به يكديگر واگذاريد ، زيرا اين ،
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 270 - 267 ؛ ر . ك : الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 120 ؛ كنز الفوائد ، ص 251 ؛ امالى المرتضى ، ج 1 ، ص 176 - 173 .