حضرت بود ؛ چنانچه قبر ساره ، زوجهء ايشان نيز آنجاست . در ناسخ ، عمر حضرت صد و هشتاد سال نوشته شده .
از ايشان دريد بن صمة الجسمى است ؛ چنانچه در بحار « 1 » آمده : او دويست سال عمر نمود ، زمان دولت اسلام را دريافت ولى اسلام قبول نكرد و او از كسانى بود كه مشركان مكّه را كشيده ، به دعواى حنين آورد و در مقدّمة الجيش ايشان ، به محاربهء پيغمبر حاضر گرديد ، در آن روز كشته شد و در سقر مقرّ گرفت .
لقمان حكيم از ايشان مىباشد . چون بنابر نقل صاحب ناسخ ، عمر ايشان مدّت دويست سال بوده و قبرش در ايلّه است .
از ايشان ثوب بن صداق عبدى است ؛ چنانكه در كمال الدين « 2 » و بحار « 3 » است كه او دويست سال در اين دار پر از انتقال زندگى كرد .
از ايشان ثعلبة بن كعب را نوشتهاند و گفتهاند دويست سال عمر كرد .
از ايشان نابغهء جعدى است ؛ چنانكه در بحار « 4 » از ابى حاتم نقل نموده : نابغهء جعدى دويست سال عمر نمود و ما شرذمهاى از حالات او را در قسم اوّل از طبقهء اوّل بيان نموديم و از ايشان اوس بن ربيعة بن كعب بن اميّه است كه بنابر نقل صدوق ، « 5 » دويست و چهارده سال عمر نمود و در خصوص حال خود اين ابيات را گفت :
لقد عمّرت حتى ملّ اهلي * ثواى عندهم و سئمت عمري
و حقّ لمن اتى مائتان عام * عليه و اربع من بعد عشر
يملّ من الثواء و صبح نيل * يغاديه و ليل بعد يسري
فابلى شلوتي و تركت سلوي * و باح بما اجنّ ضمير صدري
عمرم طويل شد ؛ به حدّى كه اهلم از بودنم به تنگ آمدهاند و خودم هم از زندگى
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 289 .
( 2 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 556 .
( 3 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 338 .
( 4 ) . همان ، ص 283 .
( 5 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 555 ؛ كنز الفوائد ، ص 253 ؛ بحار الانوار ، ج 51 ، ص 237 .