من البيض الوجوه بنى سنان * لو انّك تستضيىء بهم اضاؤا
هم حلوا من الشرف المعلّى * و من كرم العشيرة حيث شاؤا
ممدوح من از طايفهء بنى سنان است كه روىهاى سفيد دارند . اگر بخواهى به سبب ايشان روشن شوى ، هرآينه روشن مىكنند و در هر مرتبهاى از مراتب شرافت بلند و نجابت قبيله كه خواستند ، قرار گرفتند .
استكمال البيان لأحوال ابى طمحان
از اشعارى كه به ابى طمحان نسبت دادهاند ، اين شعر است كه گفته :
اذا شاء راعيها استقى من وقيعة * كعين العذاب صفوه لم يكدّر
اگر شبان آن گوسفندان بخواهد ، هر آينه آنها را از وقيعه سيراب مىكند كه مانند چشمهء آب ، گوارا و صاف است كه هرگز ناصاف نمىشود و وقيعه ، چاهى در روى سنگ است كه براى غسل كردن و آب خوردن در آنجا فرود مىآمدند و به آبى كه از ميان اينگونه سنگ درآيد و در ميان سنگى ديگر فرود رود ، وقيعه مىگويند . سيّد مرتضى قول ذو الرّمه را بر اين شاهد آورده كه گفته :
و قلنا سقاطا من حديث كانّه * جنا النحل ممزوجا بماء الوقايع
ما پارهاى سخنان سقط شده از حكايتى ذكر نموديم كه مانند چيدهء زنبور يا پنهان شدهء در زنبور است ، درحالىكه با آب وقيعهها مخلوط شده باشد كه عبارت از عسل باشد ؛ يعنى آن حكايتها در لطافت و شيرينى ، مانند عسل بود ، آبى كه بر روى سنگ جارى مىشود ، آب خشرج گويند و آبى كه روى سنگريزه و ريگ جارى باشد ، آب مفاصل مىگويند . كلام ابى ذويب بر اين شاهد و گواه است كه گفته :
مطا قيل ابكار حديث نتاجها * تشاب بماء مثل ماء المفاصل
بدن اشتران جوان تازه زاييده ، به آب گل آلودى كه مانند آب مفاصل است ، چرك مىشود . نيز اين شعر را به ابى طمحان نسبت دادهاند كه گفته :
فلو انّ السّماء دنت لمجد * و مكرمة دنت لهم السّماء