اگر از شأن آسمان اين مىشد كه نسبت به بزرگى و نجابت كسى فروتنى نمايد ، هر آينه نسبت به ايشان هم مىكرد و از اشعار نيز اين شعر است :
إذا كان في صدر ابن عمك احثة * فلا تستشرها سوف يبدوا دفينها
وقتى در سينهء پسر عمّت حقد و حسد و عداوت تو شد ، به او تعرّض مكن ؛ زيرا باعث زيادت عداوتش نسبت به تو مىگردد ، چرا كه به زودى دفينهء عداوتش را ظاهر مىسازد و از اشعار او به نقل از ابى محلم سعدى اين است كه گفته :
بنىّ إذا ما سامك الذلّ قاهرّ * عزيز فبعض الذلّ اتقى و احرز
و لا نجم عن بعض الامور تعزّزا * فقد يورث الذلّ الطويل التعزّز
پسرك من ! اگر صاحب قهر و غلبهاى ، تو را بر ذلّت تكليف نمايد ، آنگاه بعضى ذلّتها را كه نسبت به ما بقى ، بيشتر حفظت مىكند ، اختيار كن و از مباشرت و ارتكاب پارهاى از كارها از راه عزّت پرهيز مكن ، زيرا اظهار عزّت ، باعث ذلّتى طولانى مىشود . بعضى اين دو شعر را به عبد اللّه بن معاويهء جعفرى نسبت دادهاند ؛ چنانچه آنها را به ابى طمحان نسبت دادهاند و از اشعارى كه به ابى طمحان نسبت دادهاند ، اين دو بيت است :
يا ربّ مظلمة يوما لطئت بها * تمضى على إذا ما غاب انصارى
اى بسا ظلم و ستم بسيار كه در شدّت و حدّت به من رسيد و از گرانى آنها به زمين چسبيدم ؛ يعنى مانند خاك ، خوار و ذليل گرديدم . اين ستمها زمانى بر من مىگذشت كه ياورانم از من غايب بودند . وقتى مدّت غيبتشان به سر رسيد و نزد من حاضر شدند ؛ براى تلافى آنها از جاى برجستم ، مانند جستن شيرى كه هميشه در خوابگاهش قرار گرفته و به شكار كردن عادت داشته . « 1 »
از ايشان حضرت خليل الرحمن است ؛ چنانچه در اخبار الدول « 2 » آمده : آن جناب دويست سال عمر نمود و قبر شريفش در قريهء حبرون است كه زر خريد خود
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 280 - 278 .
( 2 ) . اخبار الدول و آثار الاول ، ج 1 ، ص 81 ؛ در مستدرك سفينة البحار ، سن آن حضرت بين 185 - 175 سال ذكر شده است ؛ ر . ك : مستدرك سفينة البحار ، ج 5 ، ص 192 .