حالى كه در سمت افق روشن مىشود .
نظير چهارم ؛ مضمون اين بيت است كه شاعرى گفته :
خلافة اهل الأرض فينا وراثة * إذا مات منّا سيّد قام صاحبه
در خاندان ما خلافت و سلطنت بر اهل زمين به منزلهء ميراث است ، هروقت بزرگى از ما وفات نمايد ، بزرگى ديگر از ما در جاى او جاى مىگيرد .
نظير پنجم ؛ قول شاعر ديگرى است كه گفته :
إذا سيّد منّا مضى بسبيله * أقام عمود الملك آخر سيّد
هرگاه بزرگى از ما وفات كند ، بزرگ ديگر ستون سلطنت را برپا مىدارد .
ايضا بايد دانست شعراى ديگر شبيه به مضمون دو شعر آخر ابو طمحان ، اشعارى گفته و سرودهاند كه ذكر آنها خالى از لطافت نيست ؛ فلذا ما نيز آنها را ذكر مىكنيم .
شبيهات وجيهات
شبيه اوّل ؛ براى قول ابو طمحان كه گفته : اضائت لهم احسابهم و وجوهم ، قول مزاحم عقيلى است كه گفته :
وجوه لو انّ المدلجين اغتشوا بها * صدعن الدّجى حتّى ترى اللّيل ينجلى
روىهاى ايشان به مثابهاى است كه اگر آنان كه شبها راه مىروند ، با آنها همراه شوند ، هرآينه نور ايشان تاريكى شب را پراكنده مىكند ؛ به نحوى كه بالمرّه شب زايل مىگردد .
شبيه دوّم ؛ قول حجيّة بن مضرب سعيدى است كه گفته :
اضائت لهم احسابهم فتضائكا * لنورهم الشمس المضيئة و البدر
قدر و مرتبهء آن طايفه به سبب جلادت و هنرى كه در ايشان است ، به حدّى روشنايى و اشتهار به هم رسانده كه آفتاب نورانى و ماه شب چهارده هردو در مقابل نور آنها خوار گرديدند .
شبيه سوّم ؛ قول محمد بن يحيى صولى است كه گفته :