تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
غايب شود ، ستاره‌اى ديگر ظاهرمىشود ، درحالىكه ستارگان ؛ يعنى اعوان و انصارش در اطراف او جمع مىشوند ، آن‌گاه روىها و حسب‌هاى ايشان ، همگى از نور آن ستاره روشنايى اخذ مىكنند . تاريكى شب تار ، تا وقتى است كه ستارهء ثاقب آن ، ساير ستاره‌ها را اطراف خود جمع نمايد و هميشه از آن قوم ، مرد بزرگ و جليل القدر هست كه به هرجا لشكر آورد ، مرگ‌ها براى هلاك نمودن دشمنانش با آن لشكر مىروند . بدان براى مضمون دو شعر اوّل از اين چهار شعر كه از ابو طمحان نقل شد ، نظيرهايى از اشعار شعر است كه سيّد در غرر و درر و علّامه مجلسى رحمه اللّه در بحار آن‌ها را نقل نموده‌اند ، ما نيز تعميما للعائده و تتميما للفائده ، آن‌ها را ذكر مىنماييم .

فنقول تنويرات في تنظيرات

نظير اوّل ؛ قول اوس بن حجر است كه گفته :
إذا مقرم منّا ذراحدّنا به * تخمّط فينا ناب اخر مقرم
هروقت دندان بزرگ اشترى از اشتران ما بيفتد كه به جهت توالد و تناسل نگاه داشته مىشود و به آن اشتر فحله مىگويند ؛ آن‌گاه دندان شتر ديگرى از اشتران ما در روييدن به جوشش مىآيد ؛ يعنى هروقت بزرگى از ما فوت شود ، آن‌گاه بزرگ ديگرى از ما به جاى وى مىنشيند . نظير دوّم ؛ آن قول طفيل غنوى است كه گفته :
كواكب دجن كلّما انقض كوكب * بدى و انجلت عنه الدّجنّة كوكب
ايشان در هنگام تاريكى مانند ستارگان هستند كه هروقت ستاره‌اى از آن‌ها غروب كند ، ستاره‌اى كه ابر آن را پوشانده بود ، ظاهرگردد . نظير سوّم ؛ آن قول خزيمى است كه گفته :
إذا قمر منّا تفوّر أو خبا * بدا قمر لي جانب الأفق يلمع
هروقت ماهى از ما غروب كند يا پنهان گردد ، آن‌گاه ماه ديگر ظاهرگردد ، در