سيصد سال ثبت و ضبط شده و چون براى تمام عقود عشرات اين طبقه مثل ساير طبقات آتيه به ترتيب معمّرى ولو اينكه يك نفر باشد ؛ ضبط ننمودهاند ، لذا اين ناچيز اهل اين طبقه و ساير طبقات آتيه را به ترتيب عقود عشراتى كه ميان هرصد سال است ، با مراعات الاقدم فالاقدم ذكر نموده ، ديگر براى اهالى آنها تقسيماتى قرار نداديم ؛ چنانچه در طبقهء اوّل به واسطهء ضبط معمّر در تمام عقود عشرات آن ، قرار داده شده ؛ پس مىگوييم معمّرين اين طبقه نيز بسيار و عددشان بىشمار است .
از ايشان سيف بن وهب بن جذيمهء طايى است ؛ چنانكه در كمال الدين « 1 » و بحار « 2 » است كه او دويست سال عمر نموده و در اين باب گفته :
الا انّنى كاهب ذاهب * فلا تحسبوا انّى كاذب
لبست شبابى فافنيته * و ادركنى القدر الغالب
و خصم دفعت و مولى نفعت * حقيق يتوب له ثائب
آگاه شويد من مانند جاموس « 3 » پير ، وفاتكردنى هستم و گمان نكنيد سخن من دروغ است ، زيرا لباس جوانى را پوشيدم و فانى كردم ، قضاى الهى كه بر همه چيز غلبهكننده است ، مرا دريافته . دشمنان را دفع كردم و به دوستان نفع رساندم و سزاوار است عوض اينها به من نفع و ثواب برسد .
از ايشان ثعلبة بن كعب بن عبد الأشهل است كه بنابر نقل صدوق در كمال الدين « 4 » و علّامه مجلسى رحمه اللّه در بحار « 5 » دويست سال عمر نموده و اين ابيات را گفته :
لقد صاحب اقواما فامسوا * خفانا لا يجاب لهم دعاء
مضوا قصد السّبيل و خلّفونى * فطال علىّ بعدهم الثواء
و اصبحت الغداة رهين شىء * و اخلفنى من الموت الرجاء
هامش
( 1 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، صص 558 - 557 .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 239 .
( 3 ) . جاموس : گاوميش ؛ لغتنامه دهخدا .
( 4 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 556 .
( 5 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 238 .